تو را لمس کرده ام

من که متبرک ام کرده اند از ترانه های شیراز

من که تمامی این سال ها

یکی لحظه حتی

خواب به راهم نبرده است

 

من دست برداشته و

پا بریده توام

تو ماه ابرینه پوش

من دست خط شفای سروش

...

من در غیاب تو

با سنگ سخن گفته ام

من در غیاب تو

با صبح، با ستاره، با سلیمان سخن گفته ام

من در غیاب تو

زخم های بی شمار شب ایوب را شسته ام

من در غیاب تو

کلمات سربریده بسیاری را شفا داده ام

هنوز هم در غیاب تو

نماز ملائک قضا می شود

کبوتر از آرایش آسمان می ترسد

پروانه از روشنایی گل سرخ هراسان است

 

بگو کجا رفته ای

که بعد از تو

دیگر هیچ پیامبری از بیعت ستاره با نور

سخن نگفت..

 

سید علی صالحی

پ ن : عجب از عقلِ کسانی که مرا پند دهند  ..  برو ای خواجه که عاشق نَبُوَد پند پذیر ..

دل نوشت  : اتفاقی مرا ببین .. اتفاقی بگو وای خدای من تو... این جا؟! بگذار اتفاقی لحظه ای مات تو باشم! اتفاقی دلم را بلرزان! من سخت دلتنگ این اتفاق ساده ام!

دکلمه ی شنیدنی " دلم به بوی تو آغشته است " از شمس لنگرودی