وقت هایی که دوست داشتنت
از وجودم شُره می کند
به تمام لبخندهایی که از لب های تو نیست اخم می کنم
با تمام دنیا سر لج بر می دارم و
به خودم هم دروغ می گویم
می گویم دوستت ندارم
یعنی هیچ وقت نداشتم
اما تو که نمی فهمی من در دوست نداشتن هایم چقدر دوستت دارم
و کاش یک نفر پیدا می شد
و تمام مردان این حوالی را از بین می برد
آخر وقتی تو نیستی
بقیه به چه کار من می آیند ؟
تو هنوز هم نمی فهمی
که هر بار کسی شبیهت حرف می زند
کسی پر از غرور و شیطنت است
بوی نفس های تو را می دهد
من دوباره عاشقت می شوم
و این آدم ها چه خوش خیال اند
که فکر می کنند دوستشان دارم
تمام آقایان شهر من
یا تو اند یا اصلا آقا نیستند
و تو چه می فهمی
چطور خودم را قانع می کنم
که فقط از دور بایستم
و نگاهت کنم
و کاش برای یک بار حرف هایمان تکرار شود
برای یک بار نزدیک تر بیایی
برای یک بار مثل همان وقت هایی که هم را نمیشناختیم
از کنارم رد شوی
من ..

قسم میخورم این بار عاشقت نشوم ..

ساینا سلمانی 


++ تمام عکس های پروفایلت را دارم ، همه را دونه دونه جمع میکنم و ساعتها نگاهشان میکنم و اشکهایم .. این اشکهای لعنتی لذت شفاف دیدن عکسهایت را از من می گیرند ..

++ چه فرقی می کند، پیراهن سفید با گل های آبی ام را بپوشم یا ساده ی زردم را ، وقتی که نیستی... چه فرقی می کند موهایم را به دست باد بسپارم ، یا به بندی اسیرش سازم .. وقتی که نیستی دیگر چه فرقی می کند... 


آهنگ تراپی : آهنگ زیبای "پرسه" از آیدین