دسته بندی کردن آدم اتفاق ناخوشایندیست که مجبورت می کند محدود شوی آن قدر که باید سر وته بعضی ها را بزنی که اندازه ی جعبه دسته بندی ات شود

اما ته این معادله آدمی پیدا می شود که با هیچ اهرمی توی دسته بندی ات جا نمی شود

چون کم هستند نمی شود دسته ای برایشان طراحی کنی باید گذاشت توی همان بی فضایی بمانند 

این آدم ها را نه برای این می خواهی که در آغوش بکشی  با بازوی بسته از سر مهر ،فرو رفته در نفسی عمیق از یک خاطره دیرینه و نه برای یک عمر زندگی می خواهی پیر شده در پتینه مبل و چند قاب عکس از انگشتانی فرو رفته درهم

این آدم ها ضربان قلبت را می دانند چطور تنظیم کنند با یک عبور دور دست هم به قدر یک عصر بارانی طراوت می چکانند توی روح طوفانی ات و شبیه یک شب باران خورده مهیایی برای عمیق ترین خواب هفته ..

از کجا و چطور می داند که امروز به بودنش احتیاج داری سخت ترین معادله ایست که می شود از فکر عبور دهی

کافیست بپرسد خوبی ؟ انگار کمسیون پزشکی معتبرترین کلینیک جهان دردت را فهمیده و همین کافیست که بگویی حالا خوبم

این حالا تمام استمراری کسالت را دور می ریزد و بید مشک را برمی دارد می آورد توی چای دونفره ای که به نیت بودنش سر می کشی ..

این آدم ها نه برای عشق ورزی آفریده شدند و نه عزیزم گفتن های مستمر زندگی این ها هستند که کوهپایه عقب نشینی نکند از توی دلت که جا نمی شود توی مترو و آپارتمان های نقلی

دلت مال آهویی است که سرشاخه بلوط را می بوید یک حالت چطوره است بلوط را از ریشه در می آورد و چند ساعت توی قلبت می کارد و تو فرصت داری تا سینه سرخ ها را لمس کنی 

حالت چطوره است مهربان؟

این را یادمان باشد چطور تلفظ می کنیم شاید او که در سمت مقابل ایستاده است دلتنگ باران مرداد باشد غوره شورانی که بیاد و زنگار بشوید از تن خسته اش

حالت چطوراست مهربان قداستی دارد که باید حواست باشد زیرباران دونفر می شود خیس شد به شرطی که چترش شده باشی ..

 

حالت چطوره است مهربان؟ :))

 

روح الله صالحی

 
++ گفت: دارم می روم و میخواهم بدانی که برمیگردم ،تو را دوست دارم، چون... به میان حرفش پرید: چیزی نگو، دوست داری چون دوست داری، برای عشق ورزیدن هیچ دلیلی وجود ندارد... پائولو کوئیلو ( یکی از کتابهاش رو یکی از دانشجوهام بهم هدیه داده )  ^_^ 
 
آهنگ تراپی : آهنگ زیبایی از احسان خواجه امیری .. ( ارزش چندبار شنیدن رو داره )