بهار اول فروردین شروع نمی شود..

بهار از اولین برگ ها،

از اولین شکوفه ها شروع نمی شود..

بهار وقت خریدن تقویم سال جدید و جنبیدن مورچه ها و سهره ها هم شروع نمی شود

بهار ، یک جایی توی سر آدم است

دقیقا وقتی شروع می شود که آدم دنبال نقطه ای برای تغییر می گردد

 لحظه ای که فکر می کند از اول یک وقتی درس می خوانم،

ورزش را شروع می کنم،

دنبال کار دیگری می روم،

عاشق می شوم!

به خاطر همین،

بعضی ها در سال چند بهار دارند، 

بعضی ها هر چند سال یک بهار دارند،

و بعضی ها اصلا هیچ وقت بهار را نمی بینند؛

آنقدر که به خودشان و کارهایشان مطمئن اند

بهار همین لحظه است..

همین لحظه که آدم می فهمد زندگی اش چیزی کم دارد

چیزی را باید جا به جا کند

چیزی را باید جلوی دست بگذارد

این بهار که می آید...

برای همه، یک پیغام بیشتر ندارد:

بروید و برگ ها و مورچه ها و سهره ها را ببینید،

هیچ کدام چیزی که قبلا دیده بودید نیستند..

 

 

++ ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست (حافظ )

 

++ پشت این پنجره جز هیچ ِ بزرگ، هیچی نیست..قصه اینجاست که باید بود،باید خواند پشت این پنجره ها.. باز هم باید ماند، ونباید که گریست باید زیست.(حسین پناهی)

 

++ هیچ نداشتن از کم داشتن بهتر است. وقتی کسی چیزی ندارد، آن را ندارد دیگر، اما وقتی کمی از آن را داشته باشد، ظاهرا چیزی دارد اما در واقع ندارد. یعنی فکر میکند دارد، اما ندارد و این بدتر از نداشتن است.(مصطفی مستور)

 

++ تازه می فهمم چرا تو دلم یه جای خالی بود :))) 

 

آهنگی که الان دارم گوش میدم : آهنگ انگیزه از رامین بی باک