هر چیزی باید سر جای خودش اتفاق بیفتد، 

قبول داری؟ 

مثلاً تگرگ، باید اردیبهشت را به دلواپسی بکشاند،

گیلاس، جایش، چلّه مرداد است...

برگها باید وسط مهر، با رویی زرد و نارنجی، 

بریزند روی سنگفرش خیابان، 

شب یلدا، پرده را که میزنی کنار، 

باید برف را ببینی که بی صدا می آید...

و اما عشق...

من می گویم تنها چیزی ست که نباید سر وقت بیاید!

باید وقتی برسد که تو دست و پایت را گم کنی، 

ناگهان... سریع...بی معطلی...

درست بخورد وسط زندگی آدم...

زمانی که فکر می کنی همه چیز سر جای خودش نشسته، 

بیاید و تمام بنیان بودنت را به هم بریزد...

 باید طوری عاشق بشوی که مجبور باشی تمام برنامه های زندگیت را از اول بچینی ،

و حتی گاهی وقت ها قبول کنی که برنامه ریزی هیچ کمکی به تو نمی کند ...

 باید رها باشی ...

جوری که انگار خودت هم دیگر،  

سر جای همیشگی ات نیستی، 

بزنی بیرون...

تمام روزهایت، شعر بگویی، شاعر شوی...

اصلا" چرا پیچیده اش کنیم...

 ساده بگویم... 

"عشق" بی موقع که بیاید،

 اسمش می شود "معجزه"...

چیزی شبیهِ استجابت تمام دعاهای به آسمان رسیده و نرسیده ات... 

می شود حسّ نابِ تمامِ آنچه که دلِ دیوانه ات یک عمر انتظارش را می کشید و تو نمی دانستی چه می خواهد ...

آن وقت، هر زمان که چشمان او حضور داشته باشد،

تو غرق در آرامش می شوی و حس و حالت بهاری می شود...

 خودبه‌خود، عطر بهار نارنج می پیچد ...

 

آزاده رمضانى

 

++  کرواتش را گره زدم نگاهش کردم و کفتم مرد با این بالا بلندی در شعرهای کوتاه من چه میکند ؟؟ ^_^ (ناشناس)

 

++ به چشمانت زل میزنم که بلند ترین عاشقانه ی دنیا را به نام خودم و برای تو ثبت کنم نمیدانم که چه میشود اما چشمانت همه چیز را از یادم میبرند و من فقط میتوانم کوتاه ترین عاشقانه ی دنیا را این بار بلند تکرار کنم و بگویم: "دوستت دارم..!" (ثمین پورآذر)

 

++ به مغز استخوانم زده ای این روزها تمام تنم از ''درد دوست داشتنت'' تیر می کشد ...

 

++ دوست داشتن، چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه، حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی، عمیق‌تر گم میشی. یه جاهایی دیگه نمیدونی برای خودت داری زندگی میکنی یا برای اون حالا دیگه همون آهنگی رو گوش میدی که اون گوش میده همون کاری رو انجام میدی که اون میخواد ، همون حرفی رو میزنی که اون دوست داره حالا دیگه حق داری حسادت کنی، حالا دیگه چشم به راه بودن معنی پیدا میکنه‌، حالا دیگه دوست داری نگران باشی از یه جایی به بعد، اون نفس می‌کشه تا تو زندگی کنی «آدم برای دوست داشتن، به دلیل احتیاج نداره، اما برای زندگی کردن بهانه میخواد» (پویا جمشیدی)

 

++ مرا ببر آنجا که "بودنت" تمام نمی‌شود... (مریم قهرمانلو)

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ خاص از بابک جهانبخش