خیلی ها قبل از بیست سالگی برای عاشق شدن عجله دارند

درست مثل یک غذای ایتالیایی که دست همه دیده اند و حالا هرطور شده میخواهند تجربه اش کنند حتی برای یکبار...

اینطور میشود که نصف بیشترشان تقریبا از آخرین روزهای دبیرستان در به در دنبال عشق میگردند

تا بالاخره پیدایش میکنند: همان عشق اول معروف را !!!

هر از چندگاهی فکر میکنم همین اسم اشتباهی باعث شده ابهتش خیلی بیشتر به چشم بیاید؛

کاش میشد به جای عشق اول بگویی تجربه ی اول...

بعضی هایشان دچار احساسات شدید میشوند

و عشق اول میشود زن یا مرد زندگیشان،

مادر یا پدر بچه هایشان...

خیلی ها هم تا آخر عمر حتی در خوشبخت ترین حالت ممکن با آه و افسوس جزیی ترین خاطرات عشق اولشان را به یاد دارند؛

بدون اینکه زن یا مرد زندگیشان؛ مادر یا پدر بچه هایشان بوده باشد...

گاهی امتحان کردن یک غذای ایتالیایی شاید باعث شود سال ها آن را بخوری آنقدر که دیگر از بویش هم حالت بد شود... 

یا که همان یک بار باعث شود مزه اش تا ابد زیر دندانت بماند...

عشق اول هم همچین حالتی دارد...

ماندنش شاید یک روزی تبدیل به عادت شود؛

رفتنش هم یک حسرت طولانی مدت...

حالتی که نه احساسات میتواند تاییدش کند و نه منطق میتواند ردش کند...

اینطور است که عشق اول هنوز بعد از قرن‌ها مظلومانه ترین حالت عاشقانه ی جهان است...

 

محدثه رمضانی

 

++ یک رفتن هایی خیلی خوبند مثل قربانت رفتن وقتی میآیی و غم هایم میروند... (مونا محمدی )

 

++ یک روز بر گونه ی این مملکت یک بوسه و بالای سرش یک یادداشت میگذارم و می روم: آنچنان زیبا خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم ... (عزیز نسین)

 

++ عید هر کس آن مهی باشد که او قربان اوست ...(مولانا)

 

++ تو که باشی غم مرا به اسم که هیچ به قیافه هم نمی شناسد.. (رسول ادهمى)

 

آهنگی که دارم گوش میدم : آهنگ بی نظیری از معین به نام دیونگی نکن... :)))