یک نفر عشق را به زبان می آورد؛

هر لحظه و هر ساعت

یار را در آغوش میگیرد

سرش را می چسباند به قلبش و به گوشش میخواند که بودنت زندگیم را روشن میکند..

دیگری از واژه ها میترسد و با آغوش و لمس و بوسه راحت نیست..

عشقش میشود چاشنی غذای گرمی که میپزد..

پتویی که نیمه شب تا سینه یار بالا میکشد

یا زمانی که موقع رد شدن از خیابان سمتی می ایستد که انگار محافظ توست در مقابل ماشین ها 

میخواهم این را بگویم که شبیه اثر انگشت،

شیوه عاشقی کردن آدمها هم منحصر به خودشان است.. همین!

 

مهشاد هاشمی

 

++ دنیای مـن، کوچک است فقط یک "تــــــو" در آن جا می شود...!(فیروزه افتخاری)

 

++ چقدر حرف برای تو دارم وُ هر باردر آب و تاب تماشا توان گفتن نیست...!(مهدی فرجی)

 

++ جای خیلی چیز ها را نمیشود عوض کرد.ماهی بی حوض با حوض بی ماهی خیلی فرق دارد، من هم بی تو ، با تو بدون من خیلی فرق دارد میفهمی که؟!(مائده عابدیان)

 

++ تو نباشی منِ دیوانه به هم می‌ریزم ؛ باش تا کارِ من اینجا به تماشا نکشد .. (محمد بزاز)

 

++ رفتی و آسمان به حرف آمد تو نبودی چقدر برف آمد...(سعیدبیابانکی)

 

من نوشت : دلم تنگتونه :)))

 

سیلاک نوشت : وای که چقدر دوری از بلاگ سخت و طاقت فرساست ، البته اونوسط کار و درس گاهی میام بهتون سر میزنم یه لایک به نوشته های قشنگتون می زنم ولی فرصت نظر نوشتن نیست الانم 25 تا ستاره روشن دارم اگه واسه هر کدوم 10 دقیقه وقت بزارم میشه 250 دقیقه یعنی 4 ساعت و 10 دقیقه !!! آخه یه ذره وقتم ذیقه یا ضیقه یا زیقه نمی دونم یکی از اینا دیگه هر کدوم درست بود همون :))) .. همه چی خوبه همچنان فول تایم دارم می تازم به سمت امتحان .. احتمالا واسه اردیبهشت بوک میکنم تا برم و پوزه ی این امتحان رو به خاک بچسبونم و برگردم  ^_^ در پناه حق ... 

 

آهنگ تراپی : آهنگ بی نظیر دلم تنگته از معین