یک نفر عشق را به زبان می آورد؛

هر لحظه و هر ساعت

یار را در آغوش میگیرد

سرش را می چسباند به قلبش و به گوشش میخواند که بودنت زندگیم را روشن میکند..

دیگری از واژه ها میترسد و با آغوش و لمس و بوسه راحت نیست..

عشقش میشود چاشنی غذای گرمی که میپزد..

پتویی که نیمه شب تا سینه یار بالا میکشد

یا زمانی که موقع رد شدن از خیابان سمتی می ایستد که انگار محافظ توست در مقابل ماشین ها 

میخواهم این را بگویم که شبیه اثر انگشت،

شیوه عاشقی کردن آدمها هم منحصر به خودشان است.. همین!

 

مهشاد هاشمی

 

++ دنیای مـن، کوچک است فقط یک "تــــــو" در آن جا می شود...!(فیروزه افتخاری)

 

++ چقدر حرف برای تو دارم وُ هر باردر آب و تاب تماشا توان گفتن نیست...!(مهدی فرجی)

 

++ جای خیلی چیز ها را نمیشود عوض کرد.ماهی بی حوض با حوض بی ماهی خیلی فرق دارد، من هم بی تو ، با تو بدون من خیلی فرق دارد میفهمی که؟!(مائده عابدیان)

 

++ تو نباشی منِ دیوانه به هم می‌ریزم ؛ باش تا کارِ من اینجا به تماشا نکشد .. (محمد بزاز)

 

++ رفتی و آسمان به حرف آمد تو نبودی چقدر برف آمد...(سعیدبیابانکی)

 

آهنگ تراپی : آهنگ بی نظیر دلم تنگته از معین