بعضی از رابطه‌ها بی نام و نشان‌اَند، 

بقدری که نمیدانی بودن یا نبودنت فرقی به حالِ آدمِ پیش رویَت دارد یا نه . 

همانقدر که چیزی او را وادار به ماندن میکند پای رفتن هم دست بردارش نیست!

یک جور نصف و نیمه بودن که آزاردهنده‌ترین رابطه‌های آسیب زاست.

رابطه هایی که بجای عشق،

ناهنجاری‌هایی بزرگ ببار می‌آورند،

هرلحظه‌اش ترس و اضطراب،

هر روزش بغض و خفقان است.

بعضی از آدمها در رابطه،

شبیه کارهای ناتمامی هستند که تا به انتها نرسانی ذهنت همچنان درگیر و آشفته خواهد بود،

در این رابطه ها که دوست داشتن جایگاه محکمی ندارد

عشق کابوسی ترسناک تلقی میشود که روز به روز بیشتر تو را در خودش فرو میبرد !

باید رها شد و نجات پیدا کرد از رابطه‌هایی که بنام عشق تو را درهم میشکند . . .

 

حاتمه ابراهیم زاده

 

++ بزرگترین خیانتی که میتوانی در حق کسی کنی این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال، حبس کنی و بگذاری انتظار بکشد ...(ژا فرانسوا)

 

++ عصبانی ماندن نسبت به کسی که واقعا عاشقش هستید برای مدت طولانی غیرممکن است ،  اگر بیش از 3 روز از کسی عصبانی بودید، میتوانید مطمئن باشید که دیگر عاشق او نیستید ...(ناشناس )

 

++ تو دوست داشتنی ترین پیچکی هستی که دلم می خواهد به دست و پای زندگیم بپیچی و مدام قد بکشی در لحظه هایم و حالم را خوب تر کنی... (حسن عباسی)

 

++ عاشق آن کسی باش که بر دو سویه بودن عشق پافشاری می‌کند...! (دانته)

 

++ دلگرمی‌های تو بال های منند! چیزی بگو گاهی چنانم بی تو که عبور سایه‌ای از کنارم نگرانم می‌کند​ ...( شمس لنگرودی)

 

من نوشت : از سحر به بعد دیگه خوابم نمی بره ، هر چی با خوده محترم صحبت کردم که امروز پنج شنبه است و مردگان هم آزادند چه برسد به زنده ها .. بگیر بخواب و اینقدر ورجه وورجه نکن حرف گوش نداد که نداد ، حالا که پاشدم و دارم این مطلب رو می نویسم هی چشمام سنگینه و یه عالمه خوابم میاد تا برم رو تخت هی از این پهلو به اون پهلو میشم ، خلاصه اگه وسط این مطلب کارکترهای ناهنجار دیدین بدونین یهویی خوابم برده .. پریروز هم اینقدر سره کار خوابم می اومد که دلم می خواست همونجا سره میزم بخوابم .. موقع برگشت همکارم همراهم بود تمام مسیر هی منو خندوند که خوابه از سرم بپره .. هی به ماشین های بغلی دست تکون میداد که برید کنار راننده ی ما تعادل نداره نخورین به ما .. اینقدر دوتایی خندیدیم که هی از چشمام اشک می اومد ماشین های کناری هم یه جوری نگاهمون می کردن که انگار دو تا آدم تعطیل المغز دیدن .. این همکارم سالهاست دوستمه .. شاید حدود 12 ساله که می شناسمش ، به قدری مثبت و خنده رو و شاده که وقتی باهاشی محال ممکنه نخندی .. باور کنید روزهای تعطیل که نمی بینمش به شدت دلم براش تنگ میشه و حالا شده با پیامک و زنگ هم شده حالش رو می پرسم .. می گم پیامک چون گوشیش یه چیزی تو مایه های نوکیا 1100 هست که اونم شماره پنجش کار نمی کنه .. گوشیش خودش سوژه خنده ی ماست و اینقدر بعضی اوقات از گوشیش حرف میزنه و ما می خندیم که حسابی به گوشیش احساس پیدا کردیم .. اون بخواد یه گوشی نو بخره ما نمی زاریم .. برایتان همکاری مثل همکار من عزیزتر از جان آرزومندم .. ^_^

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بسیار زیبای قسم از مازیار فلاحی ( بی نهایت زیباست )