سیلاک

**در زبان گیلکی سیلاک یعنی باران شدید **

۱۸ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

زن

تو یک روز نیستی

تمامِ سالی..

تو یک شب

یا یک کتاب و یک قطره نیستی

تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.

اگر دقیقه ای نباشی

ساعت ها از کار می افتند

خانه ها برهوت می شوند

کوچه ها اشک می ریزند

پرندگان، سیه و

و شعرها نیست می شوند.

 

تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی

تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی

گیسوان شب های پاییزی

تو ای سوز بوران عشق

تو نباشی

چه کسی باشد؟!

زن، زن، زن، زن

تو زندگی هستی...

 
شیرکوه بیکس
 
دل نوشت : روزی به دختـرم خواهم گفت شعرهای عاشقانه نخواند ! و با هیچ نویـسنده ایی قرار ملاقاتی نگذارد .. چـرا که میدانم ، هیچ مـرد شاعری دو بار عاشق نِمـیشود !!
 
آهنگ پیشنهادی : آهنگی که خیلی دوست دارم " زن زمستون " 
 
 
 
 
 
  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵

    عاشق بِشوی غریب تر می میری

    سخت است که دیوانه ی ماهی شده باشی

    سرگشته و دلداه ی راهی شده باشی

     

    سخت است که عاشق شوی و از طرف او

    محکوم به انجام گناهی شده باشی

     

    چون گرگ سپیدی که دلی داده به آهو

    رام نگه و چشم سیاهی شده باشی 

     

    او کوچ کند تا که نیابی اثرش را

    تو در پی او یک شبه راهی شده باشی

     

    هی شعر بگویی تو ز هر خاطره اما

    محدود به یک دفتر کاهی شده باشی

     

    هی شعر بگویی که کنی معجزه اما 

    خود شیفته ی سحر نگاهی شده باشی

     

    دل دادگی و بی خبری و غم هجران

    سخت است که دیوانه ی ماهی شده باشی

     

    محمد شفیعی بویینی

     

    معتقدم بهش : وَقتی هَمه جا پُر اَست از دِل سیری ..عاشق بِشَوی غَریب تَر می میری.!! یادَت  نَرَوَد!! به   مَردُمِ   این   دُنیا .. دَریا بِدَهی، کَویر پَس می گیری...

    دل نوشت : آن لحظه ها که مات ...در انزوای خویش .. یا در میان جمع ، خاموش می نشینم ؛ موسیقی نگاه ِ تو را گوش می کنم !

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیر و جااااااان دل  "صیاد " از علیرضا افتخاری .. این آهنگ رو صبح که از خواب بیدار می شید سره میز صبحانه گوش کنید عجیب با نون و پنیر سیامزگی و چایی شیرین می چسبه :))

     

     

     

     

     

     

  • ۷ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • سه شنبه ۲۹ تیر ۹۵

    دلم به بوی تو آغشته است

    تو را لمس کرده ام

    من که متبرک ام کرده اند از ترانه های شیراز

    من که تمامی این سال ها

    یکی لحظه حتی

    خواب به راهم نبرده است

     

    من دست برداشته و

    پا بریده توام

    تو ماه ابرینه پوش

    من دست خط شفای سروش

    ...

    من در غیاب تو

    با سنگ سخن گفته ام

    من در غیاب تو

    با صبح، با ستاره، با سلیمان سخن گفته ام

    من در غیاب تو

    زخم های بی شمار شب ایوب را شسته ام

    من در غیاب تو

    کلمات سربریده بسیاری را شفا داده ام

    هنوز هم در غیاب تو

    نماز ملائک قضا می شود

    کبوتر از آرایش آسمان می ترسد

    پروانه از روشنایی گل سرخ هراسان است

     

    بگو کجا رفته ای

    که بعد از تو

    دیگر هیچ پیامبری از بیعت ستاره با نور

    سخن نگفت..

     

    سید علی صالحی

    پ ن : عجب از عقلِ کسانی که مرا پند دهند  ..  برو ای خواجه که عاشق نَبُوَد پند پذیر ..

    دل نوشت  : اتفاقی مرا ببین .. اتفاقی بگو وای خدای من تو... این جا؟! بگذار اتفاقی لحظه ای مات تو باشم! اتفاقی دلم را بلرزان! من سخت دلتنگ این اتفاق ساده ام!

    دکلمه ی شنیدنی " دلم به بوی تو آغشته است " از شمس لنگرودی
     
     
     

     

     

  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • يكشنبه ۲۷ تیر ۹۵

    از بیداری خسته ام

    از خواب خسته ام

    به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم.

    چیزی شبیه بیهوشی،

    برای زمان طولانی.


    شاید هم از بیداری خسته ام

    از این که بخوابم

    و تهش بیداری باشد

    کاش می شد سه سال یا شش سال

    یا نه سال خوابید

    و بعد بیدار شد

    نشد هم...

    نشد


    عباس_معروفی

    پ ن : امروز کنکور سراسری بود فقط 800 هزار نفر شرکت کننده داشت ما چه بدبختی بودیم زمان ما 12 میلیون 998 هزار 245 نفر تو کنکور شرکت می کردند فقط 200 نفر هم قبول میشدند  خدائیش از این سوخته تر نسل داریم نه بخدا نداریم .. کلی عکس تو خبرگذاری ها از کنکور امسال هست که نصف بیشترشون سره جلسه خوابیدن .. حالا نتایج میاد می بینی لیسانس روزانه هم قبول شده !!.. بعدش ننه باباهای ما چی بودند پدر مادرهای الان چی هستنددختر یکی از آشناها 27 سالشه تازه داره لیسانسش رو تموم می کنه میگم عجله نداری ؟؟ میگه نه عجله واسه چی .. حالا زمان ما سره 18 سال باید می رفتی دانشگاه ، نمره کمتر از 19.5 هم نمی گرفتی ..سره 22 سال تموم می کردی .. 22 سال و یک ماه باید آزمون استخدامی قبول میشدی به سه زبان زنده ی دنیا هم باید مسلط می بودی ..از هر انگشتت سی چهار تا هنر باید می ریخت .. یه تار مو هم نباید زا زیر مقنعه ات بیرون می اومد چون اون دنیا از همون یه تار مو آویزونت می کردند .. هر جای دنیا هم بودی ساعت 6 غروب هم باید خونه می بودی ..بچه های ابتدایی الان از پدیکور و مانیکور و دوست پسر و ازدواج و ماه عسل حرف میزنند .ما ابتدایی که بودیم کفشامون رو لنگه به لنگه می پوشیدیم مقنعه رو هم سرو ته سرمون می کردیم یه تیکه نون بربری و کوکو سبزی مامانمون میزاشت تو کیفمون ..می رفتیم مدرسه  .. بزرگتر که شدیم یه خرمن سبیل درآورده بودیم که صبح به صبح شونه می کردیم می رفتیم دانشگاه :))) مامانا هر روز تار موهای ابروهامون رو سرشماری می کردند مبادا یکی کم شده باشه .. اینا که نوشتم مال قرن سوم قبل از میلاد مسیح نیست مال همین چند سال قبله ... 


  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • شنبه ۲۶ تیر ۹۵

    اقامت دائمی قلبم

    دوست داشتنت را

    از سالی به سال دیگری

    جابه‌جا می‌کنم

    انگار دانش‌آموز مشق‌اش را

    در دفتری تازه پاکنویس می‌کند

     

    جابه‌جا می‌کنم صدای تو،

    عطرتو

    نامه‌های تو

    و شماره‌ی تلفن تو

    و صندوق پستی تو

     

    می آویزمشان به کمد سال جدید

    اقامت دائمی در قلبم

    را به تو میدهم...

     
    نزار قبانی
     
     
    ++ من در توأم ، شاید فقط به فاصله یک آه ، یک نفس ..
     
    آهنگ تراپی : آهنگ "تلنگر" از علی مولایی 
     
     
     
     
     
     
     
  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • جمعه ۲۵ تیر ۹۵

    دوستم نداشته باش

    خدا می داند

    چند نفر

    همین ساعت ها

    توی اتاقشان باران می آید

    سیل راه می افتد و

    فردا صبح

    مجبورند با لبخند

    تظاهر کنند

    که هرگز دلشان 

    برای هیچ کسی تنگ نمی شود...

     

    نسترن علیخانی 

     

    + یادت که می افتم ،  گم میشوم ، و ...  هیچ کس پیدایم نمیکند ..

    ++ سهم من از تو عکسهایی است که هزار بار حذفشان کرده ام و هزار بار پشیمان شده ام ..

    +++ حکایتِ بارانِ بی امان است این گونه که من دوستت می‌دارم ...

    آهنگ تراپی : آهنگ بی نظیر " دوستم نداشته باش " 

     

     

     

     

     

  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • دوشنبه ۲۱ تیر ۹۵

    دفتر شعر مرا بردی ..

    در سکوت قلمش صد گله سرگردان است

    شاعری خسته و بی حوصله سرگردان است

     

    اشک خندید که: "دیوانه! کمک می خواهی؟"

    در هیاهوی لبش یک "بله" سرگردان است

     

    عقل از عاقبت قصه ی او می پرسد

    عشق در پاسخ این مسئله سرگردان است

     

    دل من روی گسلهای تو تبعید شده

    دل من منتظر زلزله سرگردان است

     

    دفتر شعر مرا بردی و حالا غزلم

    در پی یک ورق باطله سرگردان است

     

    تو به اندازه ی یک بیت شبی دور شدی

    شاعرت بین همین فاصله سرگردان است

     
    سپهر توحیدی 
     
     
    ++ تمومِ خاطراتمون تو این دفتر دلش قرصه .. میدونه جز خودم هیچکس ، ازش حالی نمی پرسه ..
     
    آهنگ تراپی : آهنگ " یکتا " .. 
     
     
     
     
     
     
     
     
  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • يكشنبه ۲۰ تیر ۹۵

    بارون ..

    مث آخرای قصه، که آدم می ره به رویا،

    آره بارون میومد خوب یادمه

    زیر لب زمزمه کردم، کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟

    اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه،

    دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش،

    آره بارون میومد خوب یادمه ...

    آره بارون میومد خوب یادمه،

    یه غروب بود روی گونه هات،

    دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات،

    اما فرقی هم نداره، کار از این حرفا گذشته،

    دیگه قلبم سر جاش نیست،

    آره بارون میومد خوب یادمه،

    آره بارون میومد خوب یادمه ...

    خیلی سال پیش،

    توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست،

    اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات،

    اونجا هم نشد بپرسم ...

    آره بارون میومد خوب یادمه...

     

    پ ن :داره بارون می باره .. :))

     

    دل نوشت : زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید ، فن تشخیص نم از چهره ی گریان سخت است .. 

     
    آهنگ تراپی : آهنگ بارون می اومد از "مهران مدیری " ( این آهنگ رو تو یه جای خلوت و با هدست گوش کنید ) .. فوق العاده است :))
     
     
     
  • ۵ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • شنبه ۱۹ تیر ۹۵

    نمی خواهم نگرانت کنم

    نمی‌خواهم نگرانت کنم امّا

    هنوز زنده‌ام 

    و این روزها هربار حواسم را پرت کرده‌ام در خیابان

    بوق اولین ماشین، عقب‌عقبم رانده است ..

    ****

    نمی‌خواهم نگرانت کنم امّا

    این شب‌ها  هربار

    ناامیدی مرا به پشت بامِ خانه رسانده است

    با احتیاط پله‌ها را

    یکی

    یکی

    یکی 

    پایین آمده‌ام

    با اینکه می‌دانستم در من

    دیگر چیزی برای شکستن نمانده است ..

    این شب‌ها روی پیشانی‌ام

    جای روییدنِ شاخ می‌خارد و

    پوستم این شب‌ها زبر و خشن شده است

    و تو از شکوه کرگدن شدن چه می‌دانی؟

    ****

    و بر این سیارهء خاکی موجوداتی هستند

    که سرانجام فهمیده‌اند

    بی‌عشق می‌شود زنده ماند

    موجودات عجیبی

    که بی‌آنکه کسی جایی نگرانشان باشد

    با احتیاط از خیابان عبور می‌کنند

    پله‌ها را دست‌به‌نرده پایین می‌آیند

    و صبح‌ها در پارک می‌دوند

    موجودات باشکوهی

    که اگر خوب به سخت‌جانی چشم‌هایشان خیره شوی، می‌فهمی

    هنوز نسل دایناسورها منقرض نشده است -

     ****

    نمی‌خواهم نگرانت کنم

    نمی‌خواهم نگرانت کنم امّا 

    امّا

    نداشتنت را بلد شده‌ام

    و مثل کودکی که سرانجام فهمیده است

    تمام آنچه در تاریکی‌ست

    همان‌هاست که در روشنایی‌ست،

    به خیانتِ دست‌های تو فکر می‌کنم

    که تمام این سال‌ها

    چراغ‌ها را

    خاموش نگه داشته بودند...

     

    لیلا کرد بچه

    بی ربط نویسی : دیروز یه کبوتر اومده بود رو تراس خونه ی ما ، به نظر می اومد زخمی یا مریضه یه دوساعتی اونجا بود هی پر میزد هی همونجا بود، در حد مرگ ترسیدم ، تمام دیشب خواب دیدم ببر بهم حمله کرده !!  :)) کلا فوبیای پرنده گان دارم ، از پر و بدن گرم پرنده گان چندشم میشه .. حالا نیست از بقیه حیوونا نمی ترسم !! :)) یعنی یکی میخواد در حد مرگ منو بترسونه یه حیوون بگیره دستش ، به همه ی کارهای کرده و نکرده اعتراف می کنم ، جنگ جهانی دوم رو هم گردن میگیرم ..  :)) 

     

    خاطره بازی : آهنگ بی نظیر "دل اسیره "

     

     

     

     

     

  • ۷ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۱۷ تیر ۹۵

    تی چشمان میان زندانیم من ..

    روزان ابری  شبان بارانیم من

    ( روزها ابری و شبها بارانی هستم )

    تی چشمان مین زندانیم من

    ( توی چشمات زندانی هستم )

    بزی خنجرا با بیوفایی  دوارستی مرا تنها بنایی

    ( خنجر رو با بیوفایی زدی  دوباره منو تنها گذاشتی )

    ونل تنهایی تی جای بگیره می دل خانه جا بی تو بمیره

    ( نزار جاتو تنهایی بگیره دلم تو خونه بی تو بمیره )

    دنم روزی وگردی باز به خانه ولی او روز دنم که خیلی دیره

    ( میدونم یه روزی به خونه برمیگردی ولی میدونم اون روز خیلی دیره )

    بوگوفتم با زبان بی زبانی بوگو عشقا بیه پا درمیانی

    ( با زبان بی زبانی گفتم به عشق بگو بیاد بینمون پادرمیونی کنه )

    اه حرفا من هزاران بار بوگوفتم تو کی تی عاشقا کوشتن نتانی

    ( این حرف رو هزار بار گفتم تو که عاشق خودتو نمیتونی بکشی )

    روزان ابری  شبان بارانیم من

    ( روزها ابری و شبها بارانی هستم )

    ننی بی تو چقد طوفانیم من

    ( نمیدونی بی تو چقد طوفانیم )

    تمام عالمو ادم دنید کی  تی چشمان مین زندانیم من

    ( همه عالمو ادم میدونن که تو چشمات زندانیم )

    ….

    بموم تی دستا محکمتر بگیرم مره جرات بدی تا پر بگیرم

    ( اومدم دستتو محکمتر بگیرم به من جرات بده تا پر بگیرم )

    تی چمان رمز می دیوانگی_ بو  بدا دیوانگی از سر بگیرم

    چشمات رمز دیوانگی من بود بزار دیوانگی رو از سر بگیرم )

    بوگوفتم با زبان بی زبانی بوگو عشقا بیه پا درمیانی

    ( با زبان بی زبانی گفتم به عشق بگو بیاد بینمون پادرمیونی کنه )

    اه حرفا من هزاران بار بوگوفتم تو کی تی عاشقا کوشتن نتانی

    ( این حرف رو هزار بار گفتم تو که عاشق خودتو نمیتونی بکشی )

    روزان ابری  شبان بارانیم من

    ( روزها ابری و شبها بارانی هستم )

    ننی بی تو چقد طوفانیم من

    ( نمیدونی بی تو چقد طوفانیم )

    تمام عالمو ادم دنید کی  تی چشمان مین زندانیم من

    ( همه عالمو ادم میدونن که تو چشمات زندانیم )

    آهنگ تراپی : آهنگ بی نظیر از مسعود درویش به نام عاشق تنها ..

     

     

     

  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • سه شنبه ۱۵ تیر ۹۵

    قلبم هنوز در سرم می تپد

    حسودم،

    به انگشت‌هایت

    وقتی موهایت را مرتب می‌کنند

    حسودم،

    به چشم‌هایت

    وقتی تو را در آینه می‌بینند

    و حسودم،

    به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی‌اش 

    رنگ پیراهنت را عوض می‌کند

    چه کار کنم؟

    من زنِ روشنفکری نیستم

    انسانی غارنشینم،

    که قلبم هنوز در سرم می‌تپد؛

    که بادی که پنجره‌های خانه‌ام را به هم می‌کوبد،

    روزی اگر موهای دیگری را پریشان کرده باشد چه؟

    و بارانی که باریده و نباریده تورا یادم می‌آورد،

    روزی اگر دیگری را یادت بیاورد چه؟ 

    حسودم

    و هی می‌ترسم از تو 

    از خودم 

    از او

    می‌ترسم و هی شماره‌ات را می‌گیرم

    و صدای زنی ناشناس

    که شاید عطر تو از گل‌های پیراهنش می‌چکد

    که شاید بوی تو از انگشتانش می‌چکد

    که شاید حروف نام تو از لبانش می‌چکد

    هر لحظه از دسترسم دورترت می‌کند

    تو دور می‌شوی 

    من 

    فرو 

    می‌روم در غار تنهایی‌ام

    کنار وهمِ خفاشی که این روزها 

    دنیایم را وارونه کرده‌ست ..

     

    "لیلا کردبچه"

    آهنگ تراپی : آهنگ بی نظیری از تورج شعبانخانی

     

     

     

     

     

  • ۴ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • يكشنبه ۱۳ تیر ۹۵

    در قبالِ آزادی ات

    یک روز تو را خواهم دزدید

    پای همه چیزش هم می ایستم

    اصلاً گروگانت میگیرم

    یک داستانِ پلیسیِ عاشقانه...

    تیترِ یکِ اخبار میشویم...

    صدای دوست داشتنم را به گوش دنیا خواهم رساند

    از آنها "تو"را میخواهم

    در قبالِ آزادی ات...آزادت میکنم به شرطی که مالِ خودم شوی...

    دیوانه شدم نه...؟

    من حتی برای داشتنت،به این اراجیف هم فکر میکنم...

     

    ++ عاشق صدای فریدون آسرایی هستم  
     
     
     
     
     
     
     
     
  • ۴ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • چهارشنبه ۹ تیر ۹۵

    هیچ چیز از خدا پنهان نیست ..

    هیچ چیز از خدا پنهان نمی ماند هیچگاه

    از همان روز که تو آمدی

    از همان روز که دوستت داشتم

    از همان روز که دلم لرزید

    از همان روز که بغض کردم

    ایستادم

    محکم شدم

    و دوست داشتنت را به تنهایی به دوش کشیدم

    پنهان نبود از خدا وقتی

    هیچکس تا قبل از تو

    مرا جز از پشتِ اخم هایِ ساختگی و سرسختی هایِ تکراری نمی دید

    پنهان نبود از خدا که تو

    همین تو

    که نیستی حتی

    با من چه کرده ای

    که

    اینچنین جسور شده ام !

    هیچ چیز از خدا پنهان نیست هیچگاه

    و همین

    کافیست تا بدانم

    هرچه هست؛ هرچه نیست

    هرچه از حالا تا همیشه در خاطرم می ماند

    برایِ او نمایان است!!

     

    آهنگ تراپی : آهنگ بی نظیری از سالار عقیلی 

     

     

     

     

     
     
  • ۴ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • سه شنبه ۸ تیر ۹۵

    برنامه نویسی

    یه عطش سیری ناپذیری در من هست که هی دوست دارم زبان برنامه نویسی جدید یاد بگیرم ، اصلا مثل این آدم معتادا کد که می نویسم حالم خوب میشه .. مدارک Sql server رو همین چند روز پیش رفتم گرفتم بعد از یکسال و اندی که هی در آن آکادمی مبارک خاک خوردند خلاصه رفتم گرفتم نمراتش بسی نزدیک به صد بود و دلم اینقدر قیلی ویلی رفت که برم یه چند تا دوره ی دیگه هم آزمون بدم بسی مدرک بستانم .. 

    پ ن بالای دیپلم : واقعا تو کتم (katam) نمیره که واسه چی یوتیوب رو اخه فیلتر کردند ، اینقذه میشه ازش چیزهای خوبی یاد گرفت که نگو مثلا همین زمستانی من بافتن مدل پروانه ای رو ازش یاد گرفتم یه شال بافتم هر چند قرار بود شال و کلاه باشه که واقعا همون شال رو هنر کردم تموم کردم ( در حین بافتن هی آهنگ های غم انگیز گوش دادم هی گریه کردم هی با همون شال چشم و چال و دماغ مبارک را پاک نمودم ).. به غیر از فن و فنون خانه داری و آشپزی و بافتنی و تربیت فرزند و رژیم غذایی و پرورش گلهای آپارتمانی و کلی چیز میز دیگه ...... خلاصه اینکه از همین سایت مبارک یه عالمه میشه تکنیک برنامه نویسی یاد گرفت، با کلی روش و مدل واسه کار کردن با نرم افزارهای گرافیکی .. زیر هر کدوم از فیلمهاش هم می تونی کامنت بزاری ملت بیکار میان بهت جواب میدند .. البته این ملت بیکار غالبا ایرانی نیستند و حُسن این سایت اینه که مثل اینستاگرام و فیسبوک توسط عزیزان هموطن به گند کشیده نشده .. چون فیلمهاش زبان اصلیه و چون خیلی ها زبان رو در حد I am a blackboard بلدند فیلمهاشو ممکنه متوجه نشند ..

    پ ن بالای فوق لیسانس : آخرین لیست از نرم افزارهای برنامه نویسی دنیا که منتشر شد سرش ( همون به قول خودمون header ش ) یه زبان برنامه نویسی گوگولی مگولی به چشم می خوره که دنبال اینم که برم دنبالش ..

    طبق جدیدترین بررسی که وب سایت Stack Overflow انجام داده مشخص شده بیش از ۷۸ درصد برنامه نویسانی که با زبان Swift برنامه نویسی می کنند مشتاق هستند تا کار با این زبان را ادامه دهند. این اطلاعات از بیش از ۲۶ هزار بازدید کننده این وبسایت از ۱۵۷ کشور جهان بدست آمده است. این زبان برنامه نویسی مال شرکت اپل هستش که اینطور که پیداست طرفداران زیادی داره ..

    پ ن انسان دوستانه : نمی دونم دوستان رشته ی کامپیوتر چقدر با سایت stack overflow آشنا هستند این سایت یکی از بهترین منابع برای یادگیریه ، هر اشکالی در هر زمنیه ای ( غالبا برنامه نویسی ) دارید در این سایت مطرح کنید دوستان میان و نظر میدند و شما پاسخ سوالتون رو میگیرید .. من برنامه نویسی توی متلب رو با استفاده از این سایت بی نظیر یاد گرفتم البته فقط این سایت نبود ولی خیلی جاها جواب سوالهام رو از این سایت گرفتم و خیلی کمکم کرد .. سر زدن به این سایت هفته ای سه بار پیشنهاد می شود :))

    پ ن بالای 85 سال : یه جایی خوندم اگه میخوای آلزایمر نگیری حتما یه زبان برنامه نویسی یاد بگیر ، یه دونه بسه فکر سن و سالت هم باش قرصهات رو هم سره وقت بخور :-)

    التماس دعا :)

  • ۷ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • سیلاک
    • شنبه ۵ تیر ۹۵

    آخرین سرباز

    ردِّ پوتینِ آخرین سرباز

    روی شنهای پادگان مانده

    بیست و سی حقّ بچّه ها را خورد

    حقّشان را بگیر فرمانده


    در خبرهای بیست و سی، تنها

    نام سربازهای سوری بود

    عکس از کوچه های فلّوجه

    گوشتهایی که روی توری بود


    این طرف آسمانِ بغض آلود

    نوزده بار وا شد آغوشش

    آن طرف میهمانِ «دورِ همی»

    رفت لبخند تا بنا گوشش


    عصر ما، عصر بی سرانجامیست

    عصر پیغمبرانِ بی اعجاز

    بی اهمیّت است هر کس که

    قبلِ اسمش نوشته شد «سرباز»

    مصطفی علوی


    پ ن : آخرین عکس از سربازان پادگان 05 کرمان که در حادثه رانندگی جان باختند :(


  • ۶ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • جمعه ۴ تیر ۹۵

    می‌ترسیدم عاشقت شده باشم

    می‌ترسیدم عاشقت شده باشم

    مثل زمین

    که می‌ترسید زیرِ برکۀ کوچکی غرق شود

    و آسمان

    که می‌دانست یک شب، پرنده‌ای

    تمام بادهایش را به مسیرِ دیگری می‌بَرد

    می‌ترسیدم

    و عشق در تمامِ خواب‌هایم می‌غلتید

    می‌ترسیدم

    و ملافه‌ها حالتِ تهوّع داشتند

    گاهی

    برای ترسیدن دیر می‌شود

    آنقدر که دست‌هایت را

    با تمامِ پنجره‌ها باز می‌کنی

    و یادت می‌رود از هر زاویه‌ای پرت شوی

    دوباره به آغوش خودت برمی‌گردی

    خودت را به خواب بزن

    پیش از آنکه ناچار شوی

    برای خودت قصه‌های تازه ببافی

    از اتفاق‌هایی که هرطور می‌افتند

    باید بشکنی..

     

    "لیلا کردبچه"

    آهنگ برکه و ماه از شهرام شکوهی 

     

     

     

     

     
     
  • ۳ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۳ تیر ۹۵

    خاطره انگیزناک

    اگه دلتون گوش کردن به یه مجموعه خاص می خواد .. رادیو روغن حبه ی انگور رو بهتون پیشنهاد می کنم ..

    از سایت http://www.tehranpodcast.com/ می تونید قسمتهای مختلف و جدیدش رو بشنوید ..

    تو همین بخشی که الان عکسش رو گذاشتم یه بخشهایی از فیلم قدیمی و خاطره انگیز کاغذ بی خط هم هست .. 

    پ ن نامربوط: همه اش نباید به خاطر دیگران زندگی کرد که ، اینکه به این نتیجه برسیم که ما رسالتی جز برای دیگران زندگی کردن نداریم می رسیم به این جایی که الان جامعه ی ما رسیده .. اینکه باید دیگران از پوشش شما از ظاهر شما از مدل و زنگ موی شما از شکل بینی شما از پهنای لب شما خوششون بیاد نه خودتون .. رو یه شیب تند داریم میریم به سمت نیست شدن، بدون هویت شدن .. همه مثل هم لباس می پوشند مثل هم آرایش می کنند مثل هم موهاشون رو رنگ می کنند .. حالم از اینهمه آدم تو خالی شبیه هم بد میشه .. گاهی خودمون باشیم ...

     پ ن خودمونی : بعد از چاق شدن به علت نشستن های مکرر پشت سیستم و شب زنده داری !! حالا به لطف رژیم جهنمی و باشگاه بدنسازی بیست و سه کیلو وزن از دست دادم .. به قول یکی از دوستان باد که بیاد باید خیلی مراقب باشم  .. یادم نره منجیل زیاد نرم  ، شانس نداریم که :))

  • ۵ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • سه شنبه ۱ تیر ۹۵

    دلم برایت تنگ شده

    من جایِ تمام کسانی که

    دلتنگ نمی شوند برایت 

    من جایِ تمام کسانی که

    بی تابِ چشمهایت نیستند

    من جایِ تمامِ کسانی که

    گفتند دوستت دارم و تو ماندی

    و آن ها نماندند

    من جایِ تمامِ بوسه های نیمه راه

    آغوش هایِ جا مانده 

    جایِ تمامِ - یادم تو را فراموش - ها

    من اصلا جای خودِ خدا هم

    دلم برایت تنگ شده

    بگذار مردم بگویند کفر می گوید

    گفتم مردم ؟

    اصلا من را چه به مردم

    من را همان خدا که چشمانِ تو را آفرید

    تا من دیوانه ات شوم

    کافیست 

    جای تمام کسانی که کنارت هستند

    جای تمام کسانی که تو را می بینند

    جای تمام کسانی که در قابِ چشمانت

    جا دارند

    جای تمام کسانی که تو هرروز از حوالیِ شان گذر می کنی

    دلم برایت تنگ  شده ..

    ****

    آهنگ اعتراف احسان خواجه امیری 

     

     

     

     

     
     
  • ۵ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سیلاک
    • سه شنبه ۱ تیر ۹۵