سیلاک

**در زبان گیلکی سیلاک یعنی باران شدید **

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

تو تمامی، کاملی، کلماتِ منی

هیچ شاعری توانِ تکلمِ مرا ندارد

خاصه اگر نامِ تو در ترانه...تمام شود

تو تمامی، کاملی، کلماتِ منی...که از منی!

دوستت دارم!

بگویم مثل چه مثلاً ؟!

مثل تشنهٔ بی‌راه که تَرَنُم آب را،

کمی قدیمی‌تر مثلاً

مثل ماهِ می‌خوش که بَدْرِ تمامِ باران را

خاصه حوالی صبح!

اردی‌بهشت بهتر است به راهِ شمال

می‌دانی چرا این همه من شاعرم؟!

من اصلاً هرگز شاعر نبوده‌ام

فقط یک وقت‌هایی می‌بینم دارد از آسمان

چیزهایی می‌بارد آرام

که باید گوشهٔ قلبِ خسته‌ام پنهان‌شان کنم.

من در همین فرصت‌هاست

که از ازدحامِ دردها فرار می‌کنم

می‌روم رو به جایی دور

دست‌های مادرم را می‌بوسم

بعد زنگ می‌زنم به تو:

بیا .... هوا محشر است ... هوا دختر است

هوا دریاست

و من فقط تورا دوست می‌دارم

که این همه

همه را دوست می‌دارم.



سیدعلی صالحی

 

++ در بلند ترین جای شهر دوستت دارم را فریاد می زنم جایی که  باد صدای مرا در گوش خیابان ها بپیچاند و پرندگان ادامه ی دوست داشتن مرا پرواز کنند ... (اشکان پارسا)

 

++ بیا دفترِ شعر را ببندیم از رویا فرار کنیم از سطرها بیرون زنیم ..از مرزها رد شویم بیا دیوانگی کنیم ...(مونا محمدی )

 

++ اگر گنجشکی تازه بالی در شعر کوچک من لانه کن؛ اگر آفتابی تازه زادی و راه را نمی شناسی در آسمان خانه ی من پرسه زن؛ اگر توفانی و دریاهایت کوچک اند در بستر من شعله ور شو .. (شمس‌ لنگرودی)

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیر آرزو از سیاوش قمیشی :)))

 

 

 

 

  • ۷ پسندیدم
  • ۱۲ نظر
    • سیلاک
    • شنبه ۲۷ آبان ۹۶

    عشق توی یک لحظه اتفاق می افتد

    عشق شاید یک دفعه ای اتفاق بیفتد

    در امتداد یک نگاه،

    ولی ماندگاریش اتفاقی نیست..

    دوست داشتن و عشق مراقبت کردن میخواهد،

    حواسی میخواهد که جمعش باشد؛

    جمع سرفه ای که توی زمستان میکند،

    جمع برق اشکی که توی چشمانش است،

    جمع سیب توی گلویش که از بغض تند تند تکان میخورد...

    عشق لازم دارد که گاهی مثل روز اول نگاهش کنی،

    مثل ماه اول ترس از دادنش را داشته باشی،

    مثلِ اولین سالگرد داشتنش

    صورتش را با دستهایت قاب  کنی،

    موهایش را بو کنی،

    تنش را لمس کنی،

    کنارش باشی و خسته نشوی...

    عشق اتفاق می افتد؛

    حتی وقتی منتظرش نیستی،

    حتی وقتی نمیخواهیش،

    حتی وقتی حواست نیست،

    ولی منتظرِ آمدن هرروزه اش توی آغوشت که نباشی می رود،

    وقتی مثل اول نخواهیش مجبورت نمیکند به خواستش،

    وقتی حواست پیشش نباشد چشم باز میکنی و حواست جمع میشود که نیست...

    عشق توی یک لحظه اتفاق می افتد

    توی یک نگاه حتی؛

    ولی ماندگاریش

    ماندن بلد بودن میخواهد...


    فاطمه جوادی

     

    ++ عشق خیلی خنده دار است خیلی هم گریه دارد عشق، یا هست یا نیست! اگر نیست که نیست اما، اگر هست اگرباشد اگر یافت شود در تو، آن وقت دیگر تو نیستی!(محمود دولت آبادی)

     

    ++ حواس بعد از تو دومین چیزیست که ندارم ...(ساحل مدرسی)

     

    ++ جلو بروم تو را از دست داده ام، عقب بیایم خودم را. شطرنج دردناک ترین تفسیر از این رابطه است ...(بابک زمانی)

     

    ++ زنی را دیدم که سفید می پوشید و سیاه زندگی می کرد شطرنج بازِ  ماهری بود! (معصومه سیاه پشت)

     

    ++‍ باید به خودم بیایَم باید دوستَت نداشته باشم باید به تو فکر نکنم باید ماست، سیاه .. شب، سپید باشد باید در شعرهایم نیز نباشی باید قلم را کنار بگذارم باید ملحفه ای سپید بر من بِکِشند ...(مونا محمدی)

     

    ++ گیج کننده‌ترین اقدامی که علیه خویش میتوانیم بکنیم این است که بکوشیم قلب‌مان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان میداند، یک دروغ بزرگ است ... (شنون‌ آدلر)

     

    من نوشت : اینطور که به نظر میاد بعضی ها همون جا همون جای خیلی دور تو گذشته جا موندن !!!! 

     

    تذکر خارج از دستور : همین جور هول نزنید نرید زن نگیرید شوهر نکنید آمار طلاق رو از این بالاتر نبرید ، جامعه ای که دختر و پسر ترشیده داشته باشه قابل تحمل تره از جامعه ای که پر باشه از زنهای صیغه ای و مردهای خیانت کار !!!!

     

    بعدا نوشت : در حال تایپ این مطلب بودم که زلزله شد همه چی رو همونطور نیمه کاره رها کردم و واقعا هیچ رغبتی برای تکمیلش نداشتم هرچند ما فقط یه پس لرزه کوچیک رو حس کردیم ولی همون هم حسابی همه رو وحشت زده کرد .. یه زلزله سره مرز دو کشور اومده اون طرف 7 نفر کشته شده این طرف 500 نفر !!!! تسلیت واژه ی کوچکی است در برابر عظمت این غم بزرگ :((((

     

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ سرنوشت از شادمهر عقیلی { بسیار زیباست }

     

     

  • ۸ پسندیدم
  • ۱۰ نظر
    • سیلاک
    • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶

    و دوست داشتن نام دیگر دیوانگیست

    میخـواهم معنای دوست داشتن را تازه کنم،

    دارد خاک میخورد زیر خروارها بی تفاوتی

    دارد مچاله میشود ، دارد میمیرد

    بیچاره مانده است میان غرور و بدبینی و مسمومت آدمها، دارد رنگ میبازد آنقدر که بی‌حرمتش کرده اند

    میخواهم انقدر دوستت بدارم که مردم بپرسند از تو این کارها چیست این دیوانه میکند؟

    و تو بگویی با خنده ای و شوقی دارد دیوانگی میکند برایم

    و دوست داشتن نام دیگر دیوانگیست

    دیوانه ی بودن ، دیوانه یک شب تا سحر گفتن و خندیدن و رقصیدن های دونفره

    دوست داشتن ...

    آخ امان از این دوست داشتن

    که اگر ناب باشد مستت میکند

    یک مستی شیرین، 

    بی پشیمانی،

    بی نبودن

     

    عادل دانتیسم

     

    ++ به هر که خواست مرا سرزنش کند گفتم که عشق عزیز ترین اشتباه عمرم بود...! (محمدمهدی درویش زاده )

     

    ++ جان و روان من تویی؟ فاتحه خوان من تویی ، فاتحه شو یک سری تا که به دل بخوانمت ...(مولانا)

     

    ++ گاهی برای او چیزهایی می نویسی بعد پاک می کنی پاک می کنی او هیچ یک از حرف های تو را نمی خواند اما تو تمام حرف هایت را گفته ای ...(مورات هان مونگان )

     

    ++ تو را نه عاشقانه ، نه عاقلانه ، و نه حتی عاجزانه ! که تو را عادلانه در آغوش می کشم ! عدل مگر نه آن است ، که هر چیز سر جای خودش باشد ...؟! (سیمین بهبهانی)

     

    ++ معمولی بودنو پس بزن به خودت بگو من بی نظیرم :))))

     

    گم شده :))) : این بخش آمار وبلاگم رو یه مدته نمی تونم ببینم فقط تو صفحه مدیریت وبلاگ می تونم تعداد بازدیدها و آمارهای دیگه رو ببینم تو خوده وبلاگ نیست این دقیقا کجاست دوستان .. کسی هست بهم بگه مشکل چیه ؟؟؟ شما از مرورگرتون بخش آمار وبلاگ سیلاک رو می بینید ؟؟!! 

     

    بعدا نوشت : راستی چند روز قبل روز جهانی موفرفری ها بود این روز رو به همه موفرفری ها تبریک میگم .. خوش به حال خودمون ^_^ .. البته موهای من سیم تلفنیه ار فرفری گذشته :)))) 

     

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبای شوخیِ مگه از حمید هیراد (تو همه وجودِ مائی تو از ما جدا نبودی ... قشنگه حتما گوش کنید :)))

     

     

  • ۱۰ پسندیدم
  • ۹ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۶

    از خودم هم بهتر منو می شناسی ...

    برای من از تقدیر حرف نزن؛

    از اینکه سرنوشت نمیخواهد ما کنار هم باشیم،

    از این که قسمت هم نیستیم و حتما این به صلاحمان است،

    از اینکه لیاقت من بیشتر از توست،

    و تو ظرفیت این همه خوب بودن من را نداری...

    برای رفتنت قصه نباف، شعر نساز،

    عاشقانه جلوه نده جا زدنت را،

    بغض نکن تا باور کنم این ترک کردن به میل که نه اجبار بوده،

    دستانم را بگیر،

    صاف زل بزن تو چشمهایم...

    بگو تقدیر دخیل نبوده،

    بگو ماجرا ربطی به لیاقت و مناسب بودن و نخواستن خدا ندارد،

    بگو جا زدی،

    بگو دلت دیگر اینجا نیست،

    بگو دیگر این وسط چشمی نیست که برایش بمیری،

    و دستانی نیست که برای بوسه زدن بهشان حریص باشی...

    تقدیر را بهانه نکن،

    بهانه نتراش،

    من مرگ یکباره را به مدام برانداز کردن لیاقت هام توی آیینه ترجیح میدهم...

     

    فاطمه جوادی 

     

    ++ یه وقت هایى، یه آدم هایى، یه جاهایى، یه حرف هایى بهت میزنن که اگر همون آدم، همون جا همون حرف هارو ازت پس بگیره تو باز هم از همون آدم و همون جا و همون حرفا ، دلت صاف نمیشه! (مهسارحیمى نسب) 

     

    ++ هیچ وقت نخواستم دشمنانم را بشناسم ؛ چون میدونستم خیلی از دوستانم را از دست میدم! (کلینت ایستوود)

     

    ++ مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌ آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید. (جرج برناردشاو)

     

    ++ هوای بی‌تو پریدن نداشتم، آری ، بهانه بود همیشه شکسته بالی من...(محمد علی بهمنی)

     

    تذکر کتبی :  ‏ولی جدی اگه میخواین قربون صدقه ی کسی برین گیلکی یاد بگیرین یه "بلامیسر" میگی دل سنگ آب میشه "تی جانه رِ بیمیرم" که دیگه اصن کولاک میکنه ... ^_^

     

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ تو که حساسی از رضا صادقی و بابک جهانبخش :)))) 

     

     

     

  • ۷ پسندیدم
  • ۶ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۱۱ آبان ۹۶

    من تا عشق ، بیشتر نخوانده ام

    بیا برویم به صد و پنجاه سال قبل...

    به خانه های حوض دار، به اتاق های تو در تو...

    من، پاییز که شد انار دان کنم برایت با گلاب و شکر!

    شب ها درز پنجره ها را با ملافه بگیری که سرما توی تنمان نرود.

    بنشینیم دور کرسی،

    از حجره بگویی برایم و کسب و کارت.

    لبخند بزنم و سیب پوست کنم بعد از شامت بخوری که خستگی در کنی،

    دراز کشیده باشی،

    لا به لای حرف هایت سکوت بشود،

    دنبال چشم هایت بدود نگاهم،

    بفهمم که خوابی و لحاف را روی تنت صاف و صوف کنم...

    بیا برویم به صد وپنجاه سال قبل...

    به همان جایی که تا زمان پیر شدنمان،

    یادم نیاید کِی گفتی دوستم داری،

    یادم نیاید کِی کادوهای یک دفعه ای گرفته باشی برایم، 

    ولی خوب بخاطر بیاورم لا به لای ملافه هایی که لای درزهای پنجره میگذاشتی چقدر "دوستت دارم" بوده...

    بیا برویم به صد و پنجاه سال قبل...

    به واقعیت، به پای هم دیگر پیر شدن، به ماندن، به با لباس سفید رفتن با کفن سفید برگشتن...

    بیا فاصله بگیریم از امروزی بودن ها،

    از ماهگرد گرفتن ها و سالگرد گرفتن ها،

    از کادو های یک دفعه ای،

    از دوستت دارم های تلگرامی،

    از امروز بودن ها و فردا رفتن ها...

    بیا فاصله بگیریم از این همه مجازی بودن،

    بیا برایت انار دان کنم با گلاب و شکر،

    بیا لای درزهای پنجره ها را با ملافه بگیر که سرما توی تنمان نرود،

    بیا اصلا حرفی نزن نگو دوستم داری اما واقعی باش...

    این دنیای امروز دارد حال همه را بهم می زند...


    مراجان

     

    ++ بی شک حادثه ی اولین لمسِ دستانِ یار در تاریخِ دلها ثبت شده ..اگر لابلای گرفتاری های زندگی،خاطراتِ عشق گم شدند و محبت ها کم،تاریخِ دلتان را ورق بزنید و بارها تکرارش کنید..(مونا محمدی)

     

    ++ کسانی که ما را دوست‌ دارند، از آنها که از ما نفرت دارند، خطرناک‌ترند! زیرا انسان قادر نیست در مقابل آنها از خود مقاومتی نشان دهد...هیچکس نمیتواند به اندازه یک دوست، انسان را به انجام کاری وادار کند که درست بر خلاف میل اوست...(کریستین بوبن) از کتاب: دیوانه وار

     

    ++ آسانتر نگاهم کن ... من تا عشق ، بیشتر نخوانده ام ... (نزار قبانی )

     

    ++ قشلاق کرده ام به تو از دستِ زندگی ، چندی ست پایتختِ جهانم اتاقِ توست...(علیرضا بدیع)

     

    ++ عشق ، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو ورنه ، کمتر سخنی  بود که معنای تو داشت . . .  (افشین یداللهی)

     

    آهنگ پیشنهادی : زیر همین بارون از بهنام علمشاهی :))))

     

     

  • ۷ پسندیدم
  • ۶ نظر
    • سیلاک
    • دوشنبه ۸ آبان ۹۶