سیلاک

**در زبان گیلکی سیلاک یعنی باران شدید **

۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

دارد همه چیز آنکه تو را داشته باشد

عشق میتواند از آدم‌ها یک احمق بسازد،

یک احمق که حاضر است برای داشتن یک نفر دست به هرکاری بزند..

یا یک هیولا،

که برای بودن تنها یک نفر به هر جنایتی آلوده میشود..‌.

و عشق میتواند از آدم‌ها، مظلوم‌ترین‌ها را بسازد

که به خود خوری عادت کرده باشند.‌.‌

وجه مشترک همه ی این احمق‌ها، هیولاها و مظلوم‌ها در یک جمله خلاصه میشود

« من بدون او نمی‌خواهم زندگی کنم»

 

فرزانه جودی

 

++ ترس از عشق، ترس از زندگی‌ست و آنان که از عشق دوری می‌کنند، مردگانی بیش نیستند!​ (برتراند راسل)

 

++ عجیب دوستش داشتم این جمله را برای هر چند نفر که خواستی بفرست خواهی دید که تنهایی به شکلی که فکرش را نمی کُنی برای چند لحظه همه را به جایی دور دست، خیره می کند...!!! (حمید جدیدی)

 

++ تو دوست داشتنی ترین پیچکی هستی که دلم می خواهد به دست و پای زندگیم بپیچی و مدام قد بکشی در لحظه هایم و حالم را خوب تر کنی... (حسن عباسی)

 

++ عنوان از صائب تبریزی

 

من نوشت یه بیمار ناخوش احوال : هیییییییییییییی ، نگم براتون که نمی دونین که چی به سرم اومد ، دور از جون همه ی شما یه ویروس ناشناخته که نه ، برای من ناشناخته افتاد تو جونم و ماه رمضان رو که برام زهرمار کرد هیچی تا نزدیکی های اون دنیا هم منو برد ، به طرز وحشتناکی مریض شدم و به قول همسر جان کسی که فقط سیب واسه نهار بخوره اگه زنده بمونه باید بهش مدال سخت جانی داد ، یه مدت بود که هی نهار دو تا سیب می خوردم و کلی از غذاهام رو فاکتور گرفته بودم چون باشگاه نمیرم حداقل اضافه وزن پیدا نکنم این باعث شد که کم کم بنیه ی بدنم کم بشه و بیماری ها بتونن منو از پا دربیارن .. یه گلو درد ساده چنان منو داغون کرد که تا مدتها باید مراحل خوب شدنم رو برای همه تعریف کنم .. اول شبیه سرماخوردگی بود بعد کم کم غضروف هام متورم شد تب و لرز داشتم و به داروهای مسکن هم حساسیت نشون دادم .. خلاصه این درد عضلانی در عرض سه روز به یه فلج کامل تبدیل شد و من مثل یه چوب خشک شدم .. به قدری دردناک بود که حتی دوست نداشتم نفس بکشم چون با نفس کشیدن هم تمام استخونهام درد می گرفت ، تمام انگشتام به اندازه دوبرابر بزرگ شده بود به قدری متورم و دردناک بود که وقتی به چیزی دست میزدم انگار همزمان هزار تا سوزن رو دارن فرو می کنن تو دستم .. زانوهام خم نمیشد راه نمی تونستم برم و واقعا برای منی که یه لحظه آروم و قرار ندارم چیزی شبیه مردن بود .. هر دکتری یه چیزی تشخیص میداد سه بار آزمایش دادم ..خلاصه هر چی که بود شکستش دادم چیزی که کمکم کرد فقط و فقط عشق بی اندازه ی همسر جان بود که ستون شد و بهش تکیه کردم .. چنان ازم عاشقانه مراقبت کرد که اگر تا ابد هم براش بمیرم جبران محبتهاش نمیشه .. کاش می اومد اینجا رو می خوند و می فهمید که چقدر مدیونشم .. عاشقتم همسر جان مهربان من :)))) 

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیری از بانو گوگوش ( بی نهایت زیباست )

 

 

 

 

  • ۴ پسندیدم
  • ۶ نظر
    • سیلاک
    • جمعه ۱۱ خرداد ۹۷

    دلگرمی‌های تو بال های منند

    بعضی از رابطه‌ها بی نام و نشان‌اَند، 

    بقدری که نمیدانی بودن یا نبودنت فرقی به حالِ آدمِ پیش رویَت دارد یا نه . 

    همانقدر که چیزی او را وادار به ماندن میکند پای رفتن هم دست بردارش نیست!

    یک جور نصف و نیمه بودن که آزاردهنده‌ترین رابطه‌های آسیب زاست.

    رابطه هایی که بجای عشق،

    ناهنجاری‌هایی بزرگ ببار می‌آورند،

    هرلحظه‌اش ترس و اضطراب،

    هر روزش بغض و خفقان است.

    بعضی از آدمها در رابطه،

    شبیه کارهای ناتمامی هستند که تا به انتها نرسانی ذهنت همچنان درگیر و آشفته خواهد بود،

    در این رابطه ها که دوست داشتن جایگاه محکمی ندارد

    عشق کابوسی ترسناک تلقی میشود که روز به روز بیشتر تو را در خودش فرو میبرد !

    باید رها شد و نجات پیدا کرد از رابطه‌هایی که بنام عشق تو را درهم میشکند . . .

     

    حاتمه ابراهیم زاده

     

    ++ بزرگترین خیانتی که میتوانی در حق کسی کنی این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال، حبس کنی و بگذاری انتظار بکشد ...(ژا فرانسوا)

     

    ++ عصبانی ماندن نسبت به کسی که واقعا عاشقش هستید برای مدت طولانی غیرممکن است ،  اگر بیش از 3 روز از کسی عصبانی بودید، میتوانید مطمئن باشید که دیگر عاشق او نیستید ...(ناشناس )

     

    ++ تو دوست داشتنی ترین پیچکی هستی که دلم می خواهد به دست و پای زندگیم بپیچی و مدام قد بکشی در لحظه هایم و حالم را خوب تر کنی... (حسن عباسی)

     

    ++ عاشق آن کسی باش که بر دو سویه بودن عشق پافشاری می‌کند...! (دانته)

     

    ++ دلگرمی‌های تو بال های منند! چیزی بگو گاهی چنانم بی تو که عبور سایه‌ای از کنارم نگرانم می‌کند​ ...( شمس لنگرودی)

     

    من نوشت : از سحر به بعد دیگه خوابم نمی بره ، هر چی با خوده محترم صحبت کردم که امروز پنج شنبه است و مردگان هم آزادند چه برسد به زنده ها .. بگیر بخواب و اینقدر ورجه وورجه نکن حرف گوش نداد که نداد ، حالا که پاشدم و دارم این مطلب رو می نویسم هی چشمام سنگینه و یه عالمه خوابم میاد تا برم رو تخت هی از این پهلو به اون پهلو میشم ، خلاصه اگه وسط این مطلب کارکترهای ناهنجار دیدین بدونین یهویی خوابم برده .. پریروز هم اینقدر سره کار خوابم می اومد که دلم می خواست همونجا سره میزم بخوابم .. موقع برگشت همکارم همراهم بود تمام مسیر هی منو خندوند که خوابه از سرم بپره .. هی به ماشین های بغلی دست تکون میداد که برید کنار راننده ی ما تعادل نداره نخورین به ما .. اینقدر دوتایی خندیدیم که هی از چشمام اشک می اومد ماشین های کناری هم یه جوری نگاهمون می کردن که انگار دو تا آدم تعطیل المغز دیدن .. این همکارم سالهاست دوستمه .. شاید حدود 12 ساله که می شناسمش ، به قدری مثبت و خنده رو و شاده که وقتی باهاشی محال ممکنه نخندی .. باور کنید روزهای تعطیل که نمی بینمش به شدت دلم براش تنگ میشه و حالا شده با پیامک و زنگ هم شده حالش رو می پرسم .. می گم پیامک چون گوشیش یه چیزی تو مایه های نوکیا 1100 هست که اونم شماره پنجش کار نمی کنه .. گوشیش خودش سوژه خنده ی ماست و اینقدر بعضی اوقات از گوشیش حرف میزنه و ما می خندیم که حسابی به گوشیش احساس پیدا کردیم .. اون بخواد یه گوشی نو بخره ما نمی زاریم .. برایتان همکاری مثل همکار من عزیزتر از جان آرزومندم .. ^_^

     

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ بسیار زیبای قسم از مازیار فلاحی ( بی نهایت زیباست )

     

     

     

     

  • ۹ پسندیدم
  • ۹ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۳ خرداد ۹۷