سیلاک

**در زبان گیلکی سیلاک یعنی باران شدید **

۸ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

اندوه آزادیِ هزار پرنده ی بی راه

امنیت

تمامِ آرامش خلاصه میشد

در همین یک کلامِ ساده

که ما پیچیده اش می کنیم

که انگار با این یک کلام کوه بر دوشِ کسی گذاشته ایم

نه جانم !

امنیت ساده تر از چیزیست که خیالش را میکنی

امنیت یک بوسه است

یک دوستت دارم

یک دلم برایت تنگ شده

یک چشمهایت چرا بغض دارد

یک انقدر بلند نخند صدایِ گریه هات در خانه پیچیده

امنیت

یک لبخند است با تمامِ مالکیتش

برایِ یک رابطه

یک : دستت را محکم گرفته ام تو مرا داری!

امنیت تنها برایِ مرد نیست

که زن هم باید امنیت باشد

امنیتِ آغوش و امنیت عشق

زن نامِ دیگرش اما

همان امنیت است

وقتی که عاشق میشود

وقتی که قلبش برایِ مردانگیت

میتپد، بدان امن است

تمامِ آنچه که برایِ توست

 

عادل دانتیسم

 

++ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮐﺠﺎﯾﯽ، ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﯼ، ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ...ﯾﺎﺩ ﻗﻮﻟﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺵ،ﺗﻮ ﺗﻼﺷﺘﻮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﻧﺸﺪ...ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺪﻩ،ﻫﺮ ﭼﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﯼ،ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻢ ﻧﺬﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ... ﻧﺸﺪ ، ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ...ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ...! 

 

++ دوست داشتن آدم هایی که غرورشان اولویتشان است آزار دهندست...و هرچه بیشتر دوستش داشته باشی بیشتر اذیت میشوی و ضربه میخوری!عشق و خوشبختی غرورِ فراموش شده میخواهد!(المیرا دهنوی)

 

++  من با چشمان تو اندوه آزادیِ ه زار پرنده ی بی راه را گریسته بودم و تو نمی دانستی ... (سیدعلی صالحی )

 

++ در مَن بِدَمی مَـن زنده شوم، یک جان چه بُود صد جانِ منی  (مولانا)

 

++ بعد ها میفهمی...آدم ها برای رسیدن به خواسته هایشان ، چه دروغ ها ،چه محبت ها،چه تظاهرها که نمیکنند... (المیرا دهنوی)

 

من نوشت : یه چند روزه سرما خوردم حالم اصلا خوب نیست  ، در اولین فرصت به مطالب ارزشمند دوستانم سر میزنم ، نبودنم رو ببخشید ..

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیری از حجت اشرف زاده

 

 

 

  • ۶ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • سیلاک
    • سه شنبه ۲۸ دی ۹۵

    دوباره این دلُ نکش به جنگ تن به تن

    تنها زمانی یک نفر در دلمان میمیرد

    که تمامیتِ او را از ذهنمان خارج کنیم

    وقتی کسی را از ذهنمان بیرون میکنیم،

    دیگر نباید کارها و اشتباهاتش را تشریح کنیم

    ناتوانی از همان جا آغاز میشود که به دنبال چراهای اشتباهات او میگردیم

    این کار ذهن را درگیر میکند

    و خودش اثبات این مسئله است که:

    هنوز او را از ذهن خود بیرون نکرده ایم!

     

    اوریانا فالاچی

     

    ‍++ یک صبح هم تا چشم باز کردی به جایِ فکر کردن به جای خالی اش؛ به کسانی که هنوز با همه ی عشقشان کنارت هستند فکر کن...به مادرت که برایت چای دم کرده؛به پدرت که برایت برشته ترین قسمت نان را که دوست داشتی کنار گذاشته...فدایِ سرت که لیاقت خوبی هایت را نداشت برای یکبارهم که شده تو به "داشته هایت" فکر کن و صبحت را برای خودت بخیر کن...(سحر رستگار)

     

    ++ قسم به عشق که هیچ به دل نشسته ای ز دل نخواهد رفت...! (مهین رضوانی فرد )

     

    ++ با اصرارِ ما هیچکس کسی را فراموش نمیکند چه میدانیم شاید او برایش تنها کسی ست که بارها میشود به پیام های شبانه اش برگشت خواند خندید و آهسته گریه کرد... (فرید صارمی )

     

    ++ روزی صدبار همان سه چهار تا پیام آخرت را توی تلگرام بالا و پایین می کنم ، دیگر حرف به حرفش را حفظم ولی هر بار اینقدر ذوق می کنم که دلم نمیاد پاکشون کنم .. احتمالا حالا حالاها نگهشان میدارم :)))

     

    ++ در همین روزهای بارانی یک نفر خیره خیره میمیرد تو بدی کردی و کسی با عشق از خـودش انتقـام میگیـرد..... (علیرضا آذر)

     

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از باران ( عنوان از همین آهنگ اقتباس شده است)

     

     

  • ۹ پسندیدم
  • ۳ نظر
    • سیلاک
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵

    بدهم تکیه به تو ؟ شانه شدن را بلدی؟

    صدام میزد "آدم آهنی"!

    کم کم دیگه معنی این حرفو فهمیده بودم،

    فهمیده بودم اما به روی خودم نمیاوردم

    گفته بودم که حواسشو جمع کنه

    من که تحفه ای هم نبودم

    اما میترسیدم که وابسته بشه

    که مثلا شبا گوشیشو بذاره زیر بالشش صبحا که بیدار میشه ببینه من پی ام دادم یا نه!

    که مثلا توو مرکز خرید یهو یه تیشرت سرمه ای جذب تن مانکن ببینه بعد فک کنه چقد به من میاد!

    که مثلا از ماهها قبل هزار تومن هزارتومن پول جمع کنه واسه کادوی تولد من...

    یه روز اما دلشو گرفت کف دستش اومد نشست رو به روم  گفت: میدونم قول داده بودم، اما عاشقت شدم

    آخ چه حس کثافتیه وقتی بفهمی یکی عاشقته و تو به هیچ جات نیست!

    دلم میخواس اون لحظه 

    با لگد برم توو صورت خودم!

    گفتم: من نباشم چی میشه!؟

    بغضشو قورت داد گفت: میمیرم

    خنده م گرفت، انگار که بهش برخورده باشه پاشد از سر میز بره، دستشو گرفتم خیلی آروم گفتم: بشین...

    نشست...

    گفتم: یه روزی بود توو همین کافه،

    روو همین میز، روو همون صندلی که تو نشستی بهش گفتم "نباشی میمیرم"

    اون زد زیر خنده...از جام پا شدم برم که دستمو گرفت آروم گفت: بشین...

    پی نوشت: از آدمایی که عاشق شدن و همه چیزشونو پای عشق دادن باید ترسید! اینا میدونن که هیچ چیز دیگه به این سادگیا نمی کشدشو‌ن!

    اینا "آدم آهنی" میشن، دردشون نمیاد...

     

    کسرا بختیاریان

     

    ++ بلاتکلیف بودی! نه آنقدر تهِ دلت مطمئن بود به دوست داشتنم؛ نه آنقدر مطمئن بود به بدونِ من زندگی کردن... رابطه مان را در دستت گرفتی و کشش میدادی، نگفتی شاید او مطمئن باشد به حسش؛ نگفتی قربانی میشود این دوست داشتنش در باتلاقِ بلاتکلیفیِ من...یک روز دوست معمولی بودی و یک روز عاشق ترین آدم دنیا... با خودت که به توافق نرسیدی رفتی! حالا هر چقدر که او مطمئن است به حسش من بلاتکلیفم در دوست داشتنش...یک روز هم شاید مثل تو بروم اما این "بلاتکلیفی"  تا ابد ارثیه ای از تو برایم به یادگار خواهد ماند...(سحر رستگار )

     

    ++ هرچند امیدی به وصال تو ندارم یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم... (شفیعی کدکنی )

     

    ++ باز می پرسی: چطور اینگونه شاعر شد دلت؟ تو دلت را جای من بگذار... شاعر می‌شود! (نجمه زارع )

     

    ++ عنوان از علی نیاکوئی 

     

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ طعنه از حمید عسکری 

     

     

  • ۱۰ پسندیدم
  • ۳ نظر
    • سیلاک
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵

    تو نیم ِ دیگر من نیستی تمام منی

    بزرگ‌ترین خیانت تکنولوژی به روابط عاشقانه‌ی ما،

    این است که نمیگذارد

    چیزی « تمام » شود

    شبکه‌های اجتماعی فقط اولش را بلدند؛

    شروع کردنش را،

    دوتا آدم را نشانِ هم میدهند - با عکس‌ها و کلمه‌ها و نشان‌ها -

    و ترغیب‌شان میکنند که همدیگر را بیشتر بشناسند

    از فضای عمومی بروند توی گپ‌های خصوصی،

    حرف بزنند باهم و از زمین و زمان بگویند و از خودشان،

    « ببینمت » و برای هم عکس بگیرند؛ خیلی هم خوب

    اما آن طرف ماجرا،

    وقتی قصه‌ی دو نفر تمام میشود - به هر دلیل -

    درستش این است که آن دو آدم همدیگر را نبینند؛

    نشنوند؛

    نخوانند ..

    دست کم تا مدتی،

    که زخم‌ها التیام یابد و هیجان‌ها فروکش کند و دل‌ها به چیزی دیگر قرار بگیرد..

    اما تکنولوژی،

    بیخیالِ همه‌ی اینها کار خودش را میکند،

    آن دو آدم را هی، هی، هی نشانِ هم میدهد،

    یادِ هم می‌اندازد،

    ماجراشان را پیش میبرد و قصه‌شان را ادامه میدهد

    دیگر فقط یک شماره نیست که اگر نگیری‌اش کم‌کم فراموشت شود،

    یا یک نشانی که اگر طرفش نروی از یادت برود،

    یادگارِ محبوبِ از دست رفته،

    دیگر فقط چند تکه عکس و چند کاغذ نامه نیست که پاره و سوزانده شود

    در روزگار تلگرام و موبایل و اینترنت،

    آن که رفته و با خود دلی شکسته برده،

    هنوز از در و دیوار در تجلی است؛

    با عکس‌هایش،

    خنده‌هایش،

    کلمه‌هایش و ردی از خودش که هنوز،

    همیشه به جاست ..

    حتی اگر نخواهی بخوانی و بدانی و بشنوی و ببینی،

    ادامه دارد،

    و چون ادامه دارد،

    پس هست،

    و چون هست،

    پس هنوز تمام نشده است،

    و این « هنوز » - خدا میداند که ـ برّنده‌ترین تیغ دنیاست؛

    می‌کشد و می‌بُرد و خون میریزد؛

    هر روز،

    هنوز...

     

    حسین وحدانی

     

    ++ دوسش نداری؛ لااقل دیگه سوهان روحش نباش! هی رفتن و اومدن، سایش میاره..

     

    ++ کیفیت را فدای کمیت نکنید یک دانه نابش را داشته باشید ..یک عمر به عالم و آدم پُزَش را بدهید... رنگین کمان ها به چشم بهم زدنی ناپدید میشوند... (علی قاضی نظام )

     

    ++ بعضی از آدمها پاهایشان را به روی قلبت میگذارند وقتی دست هایشان نمیتواند گلویت را بفشارند ، این آدمها همان آشنای غریبه اند...!  ( حاتمه ابراهیم زاده )

     

    ++ گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در من نفسی هست ، دلی هست ، ولی جانی نیست! (محمد عزیزی )

     

    ++ درختی که منم برگ‌هایش را ریخت تا تو ماه را از میان شانه‌هایش تماشا کنی...(علیرضا روشن)

     

    ++ خسته ام مثل جوانى که پس از سربازى بشنود یک نفر از نامزدش دل برده ، مثل یک افسر تحقیق شرافتمندى که به پرونده ى جرم پسرش برخورده ..(على صفرى)

     

     

    آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از امیر عظیمی

     

  • ۹ پسندیدم
  • ۶ نظر
    • سیلاک
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵

    آنکه پوسید و نشد بنده ی مرداب منم

    من از بودن هایی که نیستند،

    از نبـودن هایی کـه هستنـد،

    از داشتن هایی که معنای نداشتن است و از نداشتن هایی که دیگران گمان میکنند که داشتن است

    من از سکوت های بلند،

    از فریادهای آرام، 

    از هستم های دروغ

    از میروم های با اشک، 

    ازسلام های بی خداحافظی، 

    از خداحافظی های بی سلام

    از دلتنگی ها،

    از رابطه ی شلوغ پر از تنهایی متنفرم

    تنهایی بی دغدغه و آسودگی خیال می ارزد به اینکه حرمتت را بشکند، 

    روحت رامچاله کنند، 

    نیکی هایت را وظیفه بخوانند، 

    و تو یک اسباب سرگرمی بیشتر نباشی!!!

    تنها باش

    اما اگر خواهان بودی که تنهایی را رها کنی کسی را انتخاب کن که تورا بفهمد، 

    وجودت را به انزوا نکشاند، 

    دلگیر که بودی با آغوشی یا حرف ساده ای دلگرمت کند

    انسـان هـای بیهـوده را 

    بیهوده به حریممان راه ندهیم ...

     
    نویسنده : ناشناس
     
    ++ جایى که عقل تونست جلوى احساستو بگیره، یعنى دل دیگه خسته س آدمـا رو خستـه نکنیـد... (دلارام انگورانى )
     
    ++ کاش آدم ها را برای دوست داشتنتان به حدی نرسانید که از خودشان و هرچه که هست متنفر شوند،  از همه اتفاقات خوب و بد خسته شوند؛ آنقدر که حتی دیگر بودنتان هم ذوقی برایشان نداشته باشد... آدمی که برای دوست داشتنِ کسی از خود متنفر است دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد (مائده زمان )
     
    ++ همه ما داشته هایمان را فدای نداشته هایمان میکنیم ، از اویـی کـه هسـت، بـه هـوای اویـی کـه نیست، میگذریم ، فکر میکنیم با این کارها میشویم اسطوره ی وفا و تندیس عاشقی! وگرنه هرکدام ما هم یکی از ضدقهرمان های قصه هایی هستیم که رفته ایم و قهرمان را تنها رها کرده ایم! (مانگ میرزایی )
     
     
    من نوشت : آدمها رو از روی دوستانی که دارند و کتابهایی که می خوانند می توان شناخت ، آدمی که کتاب نمی خونه و دوستان بی ارزشی توی زندگیش داره ارزش دوستی و دوست داشتن نداره .. 
     
    عنوان :بخشی از شعر احمد طاهری 
     
     
    آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از محسن ابراهیم زاده 
     
     
     
  • ۱۰ پسندیدم
  • ۸ نظر
    • سیلاک
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵

    دارم از دوست داشتن تو دست می کشم

    ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !

    ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﺮﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ،

    ﻛﻪ ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻠﺪﻧﺪ،

    ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻭ ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ..

    ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ "ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﯼ ﺍﺑﻬﺎﻡ " ﻭ " ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﯼ ﺗﻮﯼ ﺩﻟﻢ ﺩﺍﺭﻡ " ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ !

    ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﺮﺯﺷﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖ، ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺭﺍﺣﺖ می کنند..

    ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﻨﯽ ﻭ ﻣﻴﺒﻴﻨﯽ ﻫﻤﭙﻮﺷﺎﻧﯽ ﻣﺮﺯﻫﺎ ﺑﻴﻦ ﺗﻮ ﻭ ﺍﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ،

    ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﺍ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ،

    ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﯽ ﺭﺍ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻴﺮﯼ !

    ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺸﺪ ﻧﻪ ﻛﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻴﻜﻨﺪ،

    ﻧﻪ ﺣﺲ ﻓﺮﻳﺐ ﺩﺍﺭﺩ،

    ﻧﻪ ﺑﺎﺭ ﺩِﻳﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﺩ ..

    ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﺮﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻏﻨﻴﻤﺘﻨﺪ !

    ﺷﻔﺎﻓﻴﺘﺸﺎﻥ ﺷﻔﺎﻓﻴﺖ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ ...

    ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻨﺸﺎﻥ، ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﻴﻜﻨﺪ ...

    ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﯽ ...

    ﺑﻲ ﻗﻀﺎﻭﺕ،

    ﺑﻲ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ،

    ﺑﻲ ﺭﻧﺞ ،

    ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ،ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ..


    نویسنده :  ناشناس 


    ++ اگه رنگ مورد علاقتون یکی بود دلیل نمیشه با هم ازدواج کنین ولی میتونین با هم نقاشی بکشین. ( درست مثل زمانهایی که من از شعرهای تو خوشم می اومد تو از شعرهای من !! نمی دونم هنوز شعرهایی که برات می خوندم رو داری یا نه ؟!! ) 


    ++ هوای بی تو پریدن نداشتم، آری .. بهانه بود همیشه ،شکسته بالی من..!! تو هم سکوت مرا پاسخی نخواهی داشت ، چه بی جواب سؤالی ست بی سؤالیِ من! ( محمد علی بهمنی )


    ++ میدونی بدترین کاری که میتونی در حق کسی که دوستت داره بکنی چیه؟ اینه که به ی جایی برسونیش که دیگه نه بودنت خوشحال و راضیش کنه نه نبودنت! ( مهسا رضوی )


    واقعه نویسی : امروز چقدر تلخ بود ، پرواز زودهنگام دنیا فنی زاده عروسگردان کلاه قرمزی ، دنیا 20 سال بدون اینکه دیده بشه برای ما خاطره خلق کرد ، روحت شاد :((((


    آهنگ پیشنهادی : آهنگ غرور از شادمهر عقیلی 



  • ۸ پسندیدم
  • ۴ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵

    هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری، در دل نیافت راه که آنجا مکان توست

    عاشق آدمهایی هستم که خیلی راحت چیز های اضافه را از زندگیشان حذف میکنند!

    چقدر وجودشان سبک میشود

    چقدر زندگیشان شیرین تر میشود 

    و چقدر دل کندن برایشان راحت تر!

    من اما هیچوقت جزو این دسته از آدمها نبودم !

    کانتکت گوشی من پر است از شماره هایی که خاموش هستند

    پر از شماره های غریبی که حتی دیگر اسمشان را فراموش کرده ام !

    ولی هیچوقت نشده که بنشینم غربالگری کنم! 

    که ببینم کدام شماره به کارم می آید و کدام شماره اضافه است!

    پلی لیست من پر است از آهنگ هایی که مدت ها است گوش نکرده ام و فقط گوشه ای خاک میخورند! ولی دلم نمی آید آنها را پاک کنم!

    چیز های اضافه ای که شاید کاری هم به کارشان نداشته باشم!

    اما انگار فقط باید باشند!

    اصلا هم مهم نیست روزی چند بار گوشی ام پیغام بدهد: " حافظه پر است "

    من نمیتوانم به راحتی چیز های اضافه را دور بریزم ...!

    از شما چه پنهان مدت هاست قلب و مغز و تمام وجودم اِرور میدهند :

    " ظرفیت گریه کردنت تکمیل است

    لطفـا عامل مزاحـم را دور بریـز ! "

    کاش میتوانستم...

     

    مهسا رضوی 

     
     
    ++ از پشت میله های سرد تیره نگاه حسرتم حیران به رویت در این فکرم که دستی پیش آید و من ناگه گشایم پر به سویت.. ( فروغ )
     
     
    ++ اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار...(رویا باقری )
     
     
    ++ ما صراط مستقیم بی تقاطع ساختیم گفته "لا اکراه فی‌الدین" پس دوراهی لازم است (کاظم بهمنی )
     
     
    ++ عنوان از سعدی ..
     
    من نوشت : یکسال قبل در همچین روزهایی دلم خواست جایی باشد که بنویسم چیزهایی که نمی توانستم جای دیگری بنویسم ، یک خزیدن توی لاک تنهایی خودم باشد که فنجان قهوه ام را هورت بکشم و هویجم را گاز بزنم و پفکم را مزه مزه کنم و روی پست های این و اون کلیک کنم و بخونم و لایک کنم و نظر بگذارم .. دلم خواست یه جایی باشه که فارغ از همه گرفتارهای روزانه بشود توش لحظه ای نفس تازه کنم .. شاید پروپا قرص ترین مخاطب نوشته های من تو این وبلاگ خودم بودم متن هایی را که می گذاشتم صدبار می خوندم و هر بار انگار بار اول است که می خونمشون و آهنگ ها را هزار باره می شنیدم جوری که روحم گره می خورد به ملودی ها و از تنم دور میشد .. یکسال گذشت .. بعد از کلی وبلاگ درست کردن و پاک کردن و یکی هم که بلاگفا به فنا داد این یکسال شاید در طول 20 سال کار کردنم با کامپیوتر و حضور در دنیای مجازی و اینترنت اولین وبلاگی باشه که اینقدر عمر کرده البته امیدوارم فردا به سرم نزنه که پاکش کنم .. هر بار به یه دلیلی دل کندم و رفتم یه بار از سریش بازی یه نفر دل زده شدم یه بار درس داشتم و امتحان و پایان نامه رو بهونه کردم هر بار وقتی برای رفتنم عزمم جزم میشد در کسری از ثانیه بهانه اش را پیدا می کردم .. و دوباره یه مدت که می گذشت دلم تنگ میشد که باز یه جایی داشته باشم که بشه توش شعرهایی که دوست دارم رو بنویسم و اهنگ هایی که گوش میدم رو آپلود کنم ، که توش به یه آرامش نسبی برسم و از شما چه پنهان شاید وبلاگ سیلاک تنها جائیه که این حس رو توش تجربه کردم ؛ از همراهی همه ی شما عزیزان در این یکسال متشکرم .. ممنونم که دلگرمم کردید به ادامه :)))) وبلاگ جان یکسالگی ات مبارک ^_^
     
     
    آهنگ پیشنهادی : آهنگ دیونه زنجیری از علی پناهی ..
     
     
  • ۸ پسندیدم
  • ۵ نظر
    • سیلاک
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵

    من عاشق او بودم و او عاشق او بود

    میگویند از عشق یک طرفه بپرهیزید!

    عشق یک طرفه نوعی سـم است

    کشنده و دردناک!

    من مخالفم!

    حداقل برای یک زن اینگونه نیست

    زنان به هرحسی عشق نمیگویند!

    وقتی اسم احساسشان را عشق

    میگذارند یعنی کار از کار گذشته!

    یعنی شما ناصح بیاورید و بگوید از صبح تا شب نصیحت کند! انگار نه انگار...

    عشق یک طرفه بد هست

    امـا خـوبیـایی هـم دارد...!

    زنان در عشق یکطرفه رشد میکنند، صبور میشوند، گل میکنند! قوی میشوند! جنگنده میشوند

    اصلا عشق زن را بالـغ میکنـد!

    زنان حتی وقتی درگیر عشق های بی جواب میشوند دنیایشان را محدود میکنند به مردشان! 

    مردی که روحش هم از این عشق خبر ندارد!

    زنان پیچیده نیستند اما از دید

    بقیه، موجودات عجیبی هستند!

    من موافقم...

    ما زنها انقدر بلدیم عشق بورزیم که همه را مبهوت میکنیم

    ما زنها انقدر بلدیم وفادار باشیم که هیچکس باورش نمیشود

    ما زنان حتی به عشق های یکطرفه مان هم وفاداریم!

    ما زن ها عجیبیم

    از دید مرد ها عجیبیم!

    البته شاید هم حق با آنها باشد!

    درباره زنی که تمام زندگی اش را وقف مردی میکند که حتی آن مرد نمیداند همچین زنی روی کره زمین زندگی میکند چه میتوان گفت؟!

    ما زنها در رویا به سر میبریم!

    در رویا دست مرد مورد علاقه مان را میگیریم و با او به دور دست ها میرویم! جایی که هیچکس نیست در آغوشش فرو میرویم...اشک میریزیم!

    از سختی هایی که در نبودش کشیدیم شکایت میکنیم!

    بعد لبخند میزنیم و میگوییم چه خوب است که خداوند خیال و رویا را آفریده!

    ما زنها اگر فرصت اثبات داشته باشیم

    این توانایی را داریم که عشق های یکطرفه را تبدیل کنیم به حس های عمیق دو طرفه!

    برای ما زنها عشق یکطرفه سخت هست اما توان گریز از آن را نداریم!

    ما زنها را از عشق های بی جواب نترسانید!

     

    نورا مرغوب

     
    ++  این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود من عاشق او بودم و او عاشق او بود ... (سیدتقی سیدی )
     
     
    ++ من نه آنم که به تیغ از تو بگردانم روی ، امتحان کن به دو صد زخم مرا بسم الله...! (صائب تبریزی )
     
     
    ++ اصلا عشق شاید همین باشد که مُدام از خودم میپرسم اصلا دوستم دارد؟ (مائده زمان )
     
     
    آهنگ پیشنهادی : آهنگ روز سرد شادمهر 
     
     
  • ۱۰ پسندیدم
  • ۶ نظر
    • سیلاک
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵