سیلاک

**در زبان گیلکی سیلاک یعنی باران شدید **

سیلاک

**در زبان گیلکی سیلاک یعنی باران شدید **

سیلاک

بعضی از خیابونا،

مثل دفترچه یادداشت می مونن،

فقط کافیه دلت گرفته باشه،

اونوقت با هر قدمی که برمیداری،

از در و دیوار خاطره روی سرت میر‌یزه ..

یادمه بهش گفتم؛

اگه یه روز دیدی که دیگه نمیخوای بهم فکر کنی، اشکالی نداره...

فقط یه کاری کن نفهمم!

دلم نمیخواد حس کنم کسی رو ندارم...

من با تَوهُم بودنت هم میتونم زندگی کنم..

بهش گفتم اونی که میر‌ه،

واسه رفتنش دلیل داره،

اما اونی که میمونه،

حتی دلیل موندنش رو هم نمیدونه!

نذار روزی بیاد که از دیدن خودم توی آینه خجالت بکشم..

یه روز چشم باز کردم و دیدم نیست...

از اون روز به بعد دیگه هیچوقت،

با هیچکس، توی هیچ خیابونی قدم نزدم...

وقتی کسی ترکت میکنه،

تنها نمیره،

اعتماد‌ به نفْست رو هم با خودش میبره...

پویا جمشیدی

 

++ میدانم برای من نیستی...اما دلی که تنگ باشد این حرف ها را نمیفهمد...مهربان تر از من دیدی نشانم بده کسـی کـه بارهـا بسـوزانیش و باز هم با عشــق نگاهت کند..! 

 

++ چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی ، اما سالها طول میکشد تا این را بفهمی ..وقتی هم که آخر سر میفهمی اش، دیگر خیلی دیر شده. و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر نیست...! (چارلزبوکفسکی)

 

++ ما بد فهمیدیم، بد تجربه اش کردیم، وگرنه "عشق" عامل بیخوابی نیست... (ستایش قاسمی)

 

++ من گناهم فقط ایمان به توئه .. 

 

++ ‏یه ضرب المثل فرانسوی هم هست که خیلی خوبه! میگه دریا هم تا وقتی توش غرق نشدی میخوادت..غرق که بشی پست میزنه این قانون تو روابط بین آدما حرف اوله !!

 

 

++ با فاصله ای امن که آسیب نبینی بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش (سید تقی سیدی)

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ محدودیت با صدای بنیامین :))

 

 

 

۲ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۲۴
سیلاک

بخشی از مرد بودن!

مردها خیلی عجیبن،

خیلی در رابطه با عشقشون با همدیگه حرفی نمیزنن...

انگار سختشونه،

با رفیق پسرشون در رابطه با کسی که دوستش دارن حرف بزنن،

که مثلا نکنه یهو بغض کنن،

یهو فک کنن چرا دارن همه چیو میگن،

یهو مجبور شن بخاطر اینکه خیلی هم غمزده به نظر نیان

یه خنده الکی و چهارتا فحش پایین تنه وسط دردودلاشون بدن،

بعدم تا صبح به خودشون غر بزنن که اصلا کاشکی نمیگفتم!

دخترا یجور دیگن،

اصلا قرار میذارن تا در موردِ اونی که دوست دارن با رفیقشون حرف بزنن، 

خیلی چیزا تو احساسات برای پسرها سخته،

اونا اشکهاشون رو مخفی میکنن،

یه جاهایی الکی لات میشن،

یه جاهایی غیرتی میشن که معلوم شه مردن،

یه جاهایی به روی خودشون نمیارن که تنهان،

ادای الکی خوشارو در میارن...

پسر ها سختن...

اگر روزی رفیق پسرتان به شما زنگ زد تا درد و دل کند،

آب دستتان بود زمین بگذارید،

شاید اولین و آخرین بار باشد، که دل را به دریا زده..

کتاب های کمتری از مردهایی که خیلی عاشق بودن نوشته شده!

چون نویسنده های مردی که عشقشون رو چاپ کنن کمه...

 

صابر ابر

 

++ خاطراتی هست که آدم‌هایش رفته‌اند ، این خاطرات غم انگیز است ، ولی آن خاطرات که آدم‌هایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند بسیار دردناک تر است ...(گابریل گارسیا مارکز)

 

++ برای تشخیص زنده یا مرده بودن یک انسان، به شرف او نگاه کنید نه به نبض او...(ارنستو چگوارا)

 

++ نیمه شب است ماه ، در میان آسمان جا خوش کرده است و تو در میانِ دلِ من ...غلت میزنم از این سو به آن سو و با هر غلت به تو نزدیک تر میشوم امشب هم ، با تو گذشت اما با صبحِ بی تو چه کنم ؟!(سارا قبادی)

 

++ خودتان را هدر ندهید! کسی که شما را دوست داشته باشد، به دنبال این نیست که برایش کاری انجام دهید و یا خشنودش کنید. همین که کنارش هستید کافیست.. برای بدست آوردن کسی که دوستش دارید و نیز میدانید او شما را دوست ندارد، عشق را هدر ندهید، محبت را تلف نکنید، کافی ست با خود کنار بیایید و بگذرید هر چند این کار برایتان سخت باشد اما فقط همین یک بار است که قلبتان به درد می آید نه یک عمر... 

 

++ داره برففففففففففففففففففف میادددددددددد  :))))) میرم کنار پنجره ، برف ها می خورند تو صورتم دستم رو دراز می کنم تا چند تاشون رو بگیرم تو دستم آب میشند ... هیچی از دور دستها معلوم نیست نه رشته کوه های البرز نه هیچ چیز دیگه .. فقط سفیدی سفیدی و سفیدی .. 

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبای زمستون خدا از مهدی مجبتبایی :))

 

 

۳ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۰۳
سیلاک

عمرِ مفید ما روزهایی است که عشق ورزیده ایم؛

دوست داشتیم

و دوست داشته شدیم .

لحظه هایی که به پشتوانه ی عشق

از تمامِ ناملایمت های زندگی عبور کرده ایم ؛

عشق، بزرگ ترین نعمتی است که قسمتِ هر قلبی نمیشود؛

چه بسیارند کسانی که از کنارتان عبور می کنند،

زنده اند،

گاهی زندگی هم میکنند

اما هرگز، عشق، معجزه اش را به آنها نشان نداده است ..

مهم نیست فقیر باشی یا غنی،

درک داشته باشی یا مدرک؛

عشق، تو را در هر سنّی که باشی تازه میکند

و به تو قدرتی میدهد که هیچ نیرویی در این جهان نمیتواند به کسی بدهد ! 

اگر عاشق هستید به خودتان ببالید که زیبایی های زندگی را چندین برابر می بینید !

وَ هرگز ،

هرگز به غرورتان اجازه ندهید شما را از این نعمت، محروم کند !

 

مینا آقازاده

 

++ ولنتاین  بهانه ایست برای کسانی که دنیایشان خالی از شاملو و فروغ است نه برای من که هر روزِ خدا بهانه میتراشم تا از حادثه ی چشمانت شعر بگویم ..( علی سلطانی )

 

++ بیاید ولنتاین امسال بجای اینکه کادوهای گرون قیمتو و رنگارنگ بهم بدید تا عشقتونو ثابت کنید !!!بجاش بهم قول بدید اطمینان بدید که ولنتاین سال بعد هم تنها عشق زندگی هم هستید و همو تنها نمیذارید..(فاطمه بختیاری)

 

++ بیاییم دست های آدم های دوست داشتنی ِزندگی مان را بیشتر بگیریم...دست ها حتی بیشتر از چشم ها میتوانند با ما حرف بزنند،دستها سر منشا تمامی احساس‌های درونی هستند دستها معجزه میکنند وقتی اشکی پاک میکنند مویی نوازش میکنند به دور گردنی پیچیده میشوند دستها حرفشان گیرا تر است آنقدر که حرف هایشان روی روحمان حک میشود... بیایید دست های آدم های همیشه مهربان زندگی مان را بیشتر بگیریم و بیشتر احساساتشان را بفهمیم...(مائده زمان)

 

++ درکت می کنم ....

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبای سنگدل از فریدون آسرایی 

 

 

۵ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۱۵
سیلاک

اصلا ما عادت داریم به ترجمه کردن رفتار دیگران اگر اینطور نبود،

اگر تا تقی به توقی نمیخورد

از رفتارهای کسی که به تازگی یک جای زندگیمان پیدایش شده برداشت های عاشقانه نمیکردیم

و بعضی شب ها تا صبح روی فلان حرف یا رفتارش حساس نمیشدیم

و داستانی که دوست داشتیم نمی ساختیم و ذوق نمیکردیم

اینهمه آدم اسیر عشق های یکطرفه، اطرافمان نبودند ؛

اشتباهمان اینست که فرصت نمیدهیم آدمها به زبان بیایند،

تا نگاه مهربان دیدیم خیال میکنیم عاشقانه است

تا کمی توجه و حمایت دیدیم

دلمان به عشقی گرم میشود که توی ذهنمان ساختیم و باورش کردیم

تا اسمش را صدا کردیم و در پاسخ "جانم" شنیدیم دلمان لرزید

و عشق آمد نشست روی شانه هایمان

اما این برداشت های اشتباه یکجا راه درست را پیدا میکنند

و دستشان رو میشود آن وقت اسمشان را میگذارند "سوء تفاهم" و هیچ کاری هم از دستت برنمی آید..

وقتی کسی اسمش را صدا زد و جانم شنید

وقتی نگاه هایی که تو تحویل گرفتی به دیگری سپرد

وقتی فهمیدی آهنگ عاشقانه ای که برایت فرستاد برای دیگران هم ارسال شده

وقتی به خودت آمدی و دست پیش بینی هایت رو شد

تازه آن وقت می نشینی و کلاف دلخوشی هایت را می شکافی ،

غصه میخوری

و به حماقت خودت توی آینه میخندی

اما یاد میگیری

تا آدمها با زبان خودشان خیلی چیزها را نگفته اند

از رفتارهای نامفهوم و اتفاق های پیش پا افتاده ی عادی چیزی که دلت میخواهد نسازی و ناراحت یا دلخوش نشوی

لطفأ جوری خیالبافی کنید که وقتی حقیقت را فهمیدید تلخی أش حال زندگیتان را بهم نزند!

 

نازنین عابدین پور

 

++ گاهی اوقات بغض از سکوتِ مطلق است که خانه نشینِ گلوگاهِ آدمی میشود..گاهی اما...از حرف داشتن و گوشی برای شنیدنش نداشتن...گاهی از دوستت دارم های نگفته...و گاهی حسرتِ گفتنِ دوستت دارمی که هرگز نباید گفته میشد...(المیرا دهنوی )

 

++ یه سری دوست داشتنا ناخود آگاهِ از صحبت های عادی ‌شروع میشه کلی حرف میزنی ... کلی‌ میخندی! یه سری اوقات‌ اعصابت‌ خورده میخوای‌ خفش‌ کنی‌! میگذره ... ۱ ماه ۲‌ ماه‌ ... میشه عادتت ! ی روز باش حرف نزنی حالت‌ خرابه .. وقتی میاد خوشحالی از صحبت باش خسته نمیشی .. تو ناخود‌آگاه اون آدم‌ و‌‌ دوست داری ولی‌ بدیش اینجاست که تو این رابطه ها وقتی اون فرد میره تازه‌ میفهمی عاشقش شدی .. (مهدی کیام )

 

++ اصلا از این به بعد شما باش و شانه هات ، مارا برای گریه ، سر آستین بس است .. (حامد عسکری )

 

++ کسی به خوبیِ من مشقِ عشق را ننوشت ببین به دیده‌ی انصاف! آفرین دارم ..  (حسین دهلوی )

 

۳ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۰۵
سیلاک

 بیدار شدی؟

- آره ...

 تو هنوز نخوابیدی؟!

نه ...

 الان چند ماهِ وقتی خوابیدی یواشکی میام نگات میکنم

- خوب چه فرقی داره 

 خواب و بیدار، ما که همیشه با همیم

+ وقتی خوابی چشمات رو نمیبینم واسه همین میتونم خودم رو راضی کنم که هنوز هیچی بین ما عوض نشده

- مگه عوض شده؟!

+ چند وقتی هست وقتی رو به روت می ایستم تو چشمات به جای خودم یکی دیگه رو میبینم چشم‌ آدمها بر عکس زبونشون دروغ نمیگه

- دوباره شروع نکن من همیشه کنارت بودم غیر از اینه؟

+ نه ...

 ولی قدیما منو کنار خودت نگه میداشتی ولی حالا کنارم میمونی

- خوب منظورت چیه ، چه فرقی داره؟!

+ فرقش اینه که احساس میکنم وسط امتحانت شدم یه چرک نویس ...  

 واسه کارهات شدم لباس کار

 واسه روزایی که پنچری شدم زاپاسِت

 وقتی میای سراغم که لازمم داری

 دیده نمیشم ... به چشم نمیام ...

 چون اون ارزش قدیم رو واست ندارم

- معلوم هست راجع به چی حرف میزنی؟!

+ راجبه نفر دوم بودن...راجبه زاپاس بودن

 

حسین حائریان

 

++ وقتی بهت میگه آبجی ، داداش ، دوست مجازی یعنی هیچ برنامه ای برای رسمی کردن رابطه تون نداره 50 سال هم صبر کنی به همه کیس های خوب هم نه بگی بازم چیزی عوض نمیشه یکبار بزار عقل جات تصمیم بگیره .. زاپاس نباش ..

 

++ مظلوم ترین آدمهاى دنیا آنهایى هستند که تمامِ حرفهایشان را میگذارند بعد از آنکه به خواب رفتى برایت مینویسند! (علی قاضی نظام)

 

++ وقتی آدم به چیزی که میخواهد نمیرسد،زیاد دور نمیرود ..همان حوالی پرسه میزند و به آشناترین چیز نزدیک به او،شبیه او چنگ میزند ...(فریبا وفی )

 

++ همه ی ما قاتل هستیم ! به جرمِ کشتنِ کسی در خودمان خلاص کردنِ بخشی از خودمان و همه ی ما دستِ کم یکی دو بار مرده ایم در کسی و یا برای کسی ... 

 

من نوشت : از دنبال کردن همه ی کسانی که دنبال می کردم انصراف دادم ، اصلا این دنبال کردن نبود یک نوع تمسخر همراه با کوچک انگاری بود اینکه هی فرت و فرت مطلب بگذارند و شما هی برای دهن دره هایشان هم ارزش قائل بشوی و بروی برایشان بنویسی که خوششان بیایید و باز هم ادامه بدهند و آنها حتی یکبار هم گذرشان به وب تو نیفتد که نشد ارتباط وبلاگی .. امروز به این نتیجه رسیدم که من گاهی روزی 15 تا نظر می نویسم و بعضی اوقات اینقدر مطالب خالی از ارزش ادبی و نگارش هستند که آدم می مونه چی نظر بنویسه اصلا بنویسه یا ننویسه  .. پس از این به بعد هر یک از دوستان گرانقدر که هی امدند گفتند دنبال شدی دنبال کن به وبم تشریف آوردند با کمال احترام به وبشون سر میزنم .. وگرنه از اولش هم قرار بود برای دل خودم بنویسم بدون حضور دیگران هم می نویسم با حضور دیگران هم می نویسم .. تمام 

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی دفاع از مهدی یراحی ( عنوان از همین آهنگ گرفته شده )

 

 

۷ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۱۲
سیلاک

حالا که میم مالکیت را چسبانده ام ته اسمت

سند خنده هایت،

جانم گفتن هایت، 

آغوش ِمحکم ات را زده ام به نام خودم

سند گم شدن ِدست های کوچکم میان دست های مردانه ات،

بردن انگشتانت لای موهایم، 

حلقه دستانت دور کمرم،

استیصالت از سر خواستن را زده ام به نام خودم

سند برق چشم هایت،

قربان صدقه رفتن ِقد بلندت،

سر گذاشتن روی شانه ات را زده ام به نام خودم

سند پچ پچ های شبانه ات،

چسباندن ِلبانت به گوشم وقت زمزمه عاشقانه ات،

رد انگشتانت روی تنم را زده ام به نام خودم

سند لبخند های دلبرانه ات،

نگاه های موشکافانه ات، 

سند دوستت دارم هایت،

امنیت حضورت،

آرامش وجودت را زده ام به نام خودم

سند ِقلبت،

تمام مردانگی ات، 

تکیه گاه بودنت را زده ام به نام خودم

میم / ر / دال ِ/ میم / نون (مرد من)

حروف بالا که می نشینند کنار هم،

من همان دخترک ِ همیشه نیستم میشوم خسیس ترین و خودخواه ترین آدم  ِدنیا...

 

زکیه خوشخو ( با اندکی سانسور )

 

++ یه جایی خونده بودم خوندن همه صفحات وب موجود در دنیا هزاران سال طول می کشه کاش میشد هزار سال زنده باشم و تو یه روز گذرت به صفحه ام بیفته و ببینی هزار سال عاشقی را چطور تنهایی عاشقی کرده ام ، برایت نوشتم همه خواندن و به خودشان گرفتن ولی حیف که نگاه روشن تو ردش به صفحه ام نیفتاد .. حیف ..

 

++ با این که او شکست دلم را، ولی هنوز با تکه تکه های دلم دوست دارمش . . .(مجتبی خوش زبان)

 

++ گنجشک غریبی شده ام پنجره بستست شاید که کنار در و دیوار بمیرم... (پروین شهباززاده )

 

++ همین که می دانم کسی شبیه تو نیست چقدر دلهره آورتر از نبودن توست ..(عباس معروفی )

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بسیار زیبایی از داریوش ( عالیه .. عنوان از آهنگ اقتباس شده )

 

 

 

۲ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۲
سیلاک

 

مادر بزرگم رسماً عاشق پدر بزرگم بود

یک روز به او گفتم حیف اینهمه احساست

پدر بزرگ من مگر چه دارد که تو از او امامزاده نزد فرزندان و نوه و نبیره‌هایت درست کرده‌ای؟!!!

مادر بزرگ اخم دلپذیری به من کرد و گفت:

دلسوز نیست که هست،

حواسش به قرص و دواهای من نیست که هست،

از جوانی‌ام تا کنون نه در مطبخ ماچم کرد....نه هرگز کنار مردم خوارم کرد

پدر بزرگ تو داناست! 

نمیفهمی دختر، داناست 

او مرا میفهمد رگ خواب مرا میداند

خلق و خـوی مـرا میـدانـد

من ماتم برده بود !!

سـه روز بود که کتاب هنـر عشق ورزیدن "اریک فروم" را میخواندم و یک بخشش را نمی‌فهمیدم !!!

چهارعنصر عشق: 

دلسوزی، احساس مسئولیت، احتـرام و دانـایی اسـت ...!!!

مادر بزرگ بی‌سواد من

حرفهای " اریک فروم" را برایم چه شیرین تحلیل و بررسی کرده بود...

به همین سادگی!!

 

نویسنده : ناشناس 

 

++ اگر در پایان دادن به یک رابطه عاطفی جدی هستی، ادامه دادن آن رابطه به عنوان دوستان معمولی و صرفا اجتماعی اشتباه محض است ..( جمشید محبی )

 

++ ای عشق! چه در شرح تو جز « عشـق » بگوییـم؟ در ساده‌ترین شکلی و پیچیـده‌تـرینـی.. (فاضل نظری )

 

++ نگذار آرزوهایت؛ یک روز تبدیل به حسرت بشود مگر چندبار در زندگی پیش می آیـد که آدم چیزی را عمیقا بخواهد... (سپیده امیدی )

 

++ هرکسی را سرِ چیزی و تمنای کسی‌ست ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر .. (سعدی)

 

++ دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هرشب...(محمدعلی بهمنی‌‌)

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از عارف ( عنوان از آهنگ اقتباس شده است )

 

 

۲ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۴
سیلاک

دلتنگ "تو" ام 

دلتنگِ تو و هر نسیمی که از سوی توست...

میدانی، "دلتنگ" که میگویم 

تنها ؛

مقصودم امواج صدای گرمت نیست

دست های پر از رمز و رازت نیست

آغوشِ پر از اعجازت نیست

حضورت نیست،

بودنت نیست!

مقصودم ؛ "تمام"ِ توست ...

تمامِ آنچه با روح و جانت آمیخته شده ...

بهانه ات 

جانِ زندگی ام را زخم کرده است و چشمانم را اشک آلود ...

میدانی؟

دلتنگ توام ...

" دلتنگِ تمامِ  تو "


 
شیما عبداللهی

 

++ ‏عشق ناشنواست شما صرفا نمیتوانید بگویید که دوستش دارید باید عشقت را نشان دهی ...(پائولو کوئلیو)

 

++ گاهی دلم میگیرد از احوال پرسی ها‌! خوبم، خداراشکر گفتن های اجباری! 

 

++ هر وقت باران می بارد خیال میکنم به خدا خندیدی دارد اشک شوق می ریزد ..(رسول ادهمی)

 

++ دوستت خواهم داشت میانِ جنگِ بی پایانِ عقل و احساس میانِ بغض و تردید و حسرت و ای کاش..! 

 

++ خاطـره ى خوبِ کسـى شـو ...حتى اگـر قرار بر همیشـه مانـدن نیسـت، آنی شـو کـه وقتى در ذهنش آمدى، چشمانش تو را لو بدهند !(صابــرابـــر)

 

آهنگی که الان دارم گوش میدم : آهنگ باید می رفتم از رها اعتمادی 

 

 

۳ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۵
سیلاک

تنهایی های زنانه،

جنس شان فرق دارد انگار...

کمی خشن تر شاید...

تنهایی زنانه همه جا خودش را نشان نمیدهد که...!!!

یک جایی مثل پمپ بنزین که باید فرمان را محکم دودستی بچسبی و مامور پمپ را صدا کنی تا بیاید و برایت بنزین بزند؛

شاید هم نیاید و بگوید خودت بزن خانم! 

و تو مجبور شوی پیاده شوی و میان نگاه های تمسخرآمیز مردانه و نگاههای حسودانه ی هم جنس هایت، باک را پر کنی و دل را خالی...

یا وقتی توی مکانیکی نمیدانی تعمیرکار کدام قطعه را میگوید که ریپ میزند و می چکد؛

چون که تا حالا فکر میکردی فقط دل است که ریپ میزند و بغض است که می چکد...

تنهایی زنانه خشن است؛

به تو بالا رفتن از نردبان را می آموزد و چگونه قلم مو به دست گرفتن را ،

که رنگ همزمان با اشکت ،

شره نکند روی دیوار...

تنهایی زنانه

با قساوت تمام به تو می آموزد که وقتی در اوج احساس بودی و شنیدی " منم، مرسی" ! ، 

تاب بیاوری و همچنان دوست بداری.....

تنهایی زنانه،

زمان و مکان نمیشناسد و وکالت بلا عزل دارد ...!

 

ناهید سعادتیان 

 

++ عادتم را دوست دارم عادت شیرینی است همین که هرشب بدون تو سر روی بالشم میگذارم همین که هرشب بدون تو هزار بار بیشتر عاشقت میشوم در اوج تلخی برایم عادت شیرینی است (شیرین رازدشت)

 

++ همیشه، درباره ی آدمهایی که عاشقشان هستیم، دوبار خودمان را فریب میدهیم ابتدا برای مزیّت‌هایشان، سپس برای نقص‌هایشان ... (آلبر کامو )

 

++  همه‌ی آدمهایی که زیاد درباره‌ی خودشان حرف میزنند، آدمهای خودخواهی نیستند بسیاری از آنان، آدمهای تنهایی هستند، که غیر از خودشان و آنچه بر آنها گذشته، چیزی برای تعریف کردن ندارند (شهاب الدین شیخی)

 

++ حدودساعت باران به وقت شرعی شعر نشسته ام که دورکعت غزل به جاآرم بدون علم عروض وبدون آرایه چقدرساده نوشتم که دوستت دارم..( ظهیر مومنی)

 

++ من بد آورده ی دنیای پر از بیم و امید نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید سیب ممنوعه به چنگ آمد و دستانت چید آسمان بار امانت نتوانست کشید (علیرضا آذر )

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبای زن 

 

۳ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۶
سیلاک

یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود

آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه میگذارند که از آنها دل بکنی

تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند

تا وقتی که تو را دل داده خود می یابند با تو سرد و با فاصله اند و تا احساس میکنند که از آنها دل می کنی با تو گرم و نزدیک میشوند

اما فقط تا آنجا که بدانند رشته را نمی گسلی و از چنگ شان نمی گریزی. به تو دل نمیدهند اما مانع دل کندت میشوند

بعضی از این آدم های خاکستری خودشان بلاتکلیف و معلق اند،

یعنی تکلیف خودشان را با خودشان نمیدانند،

و این سردرگمی و پادرهوایی را در روابط عاطفی شان با تو باز می تابانند

آدمهای خاکستری خواسته یا ناخواسته تمام خون عاطفه ات را می نوشند

لحظه های تلخ زندگی شان را با تو تقسیم میکنند،

اما خوشی های شان را با دیگران شریک میشوند

با جذابیت های شان آرام آرام به دورت تار می تنند،

و تا به خود می آیی خود را گرفتار دام شان می یابی

میدانی که وضعیت هرگز بهتر نمیشود،

اما مدام برای آنها عذر و برای خودت امیدهای واهی می تراشی..

آنقدر میمانی تا بپوسی

عشق آدم را آسیب پذیر میکند،

و آدمهای خاکستری دقیقا از همان نقطه آسیب پذیر است که دست شان را تا آرنج در قلبت فرو میکنند...

این رابطه ها عشق نیست، بیماری است- نوعی اعتیاد ویرانگر است...

و اگر کسی در این دام بلا افتاد باید هوار بزند و از دیگران برای نجات جان اش کمک بخواهد 

هرچه بیشتر در این دام بمانی، گرفتارتر میشوی.... از آدمهای خاکستری باید مثل طاعون گریخت..

 

دکتر آرش نراقی

 

++ همه ى ما ناقلِ یک بیمارى هستیم..."توهمى" که به آدمها میدهیم تا فکر کنند بعدِ رفتنشان، زندگیمان هم تمام میشود! (علی قاضی نظام)

 

++ تو عاشقی یه وقتایی بزرگترین اشتباه، اهمیت دادنه...هر چی مهمترش میکنی ، دورتر میشه ، بی خیال باش! خودت گُمش کن پیداش میشه... (فرید صارمی )

 

++ ترسو ترین آدم ها همان هایی هستند که در پشت جمله " تو بدون من خوشبخت تری " قایم میشوند و میروند...! (محیا زند)

 

++ رفتن کار سا ده ای است در حالی که فراموش کردن انقلابیست بزرگ ...(ناظم حکمت )

 

من نوشت : بعد از اینهمه خبرهای بد و روزهای یکنواخت امروز یه پُست  ( از اون وسوسه انگیزها ) بهم پیشنهاد شده ولی چون هنوز درسم مونده احتمالا قبول نمی کنم ، به قول یکی از همکارا برای پست گرفتن همیشه وقت هست :))) سرماخوردگیم هم مزمن شده دماغم هم یه هوا درازتر .. 

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ " می روم " از حامد همایون :)))

 

 

 

۳ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۵
سیلاک

امنیت

تمامِ آرامش خلاصه میشد

در همین یک کلامِ ساده

که ما پیچیده اش می کنیم

که انگار با این یک کلام کوه بر دوشِ کسی گذاشته ایم

نه جانم !

امنیت ساده تر از چیزیست که خیالش را میکنی

امنیت یک بوسه است

یک دوستت دارم

یک دلم برایت تنگ شده

یک چشمهایت چرا بغض دارد

یک انقدر بلند نخند صدایِ گریه هات در خانه پیچیده

امنیت

یک لبخند است با تمامِ مالکیتش

برایِ یک رابطه

یک : دستت را محکم گرفته ام تو مرا داری!

امنیت تنها برایِ مرد نیست

که زن هم باید امنیت باشد

امنیتِ آغوش و امنیت عشق

زن نامِ دیگرش اما

همان امنیت است

وقتی که عاشق میشود

وقتی که قلبش برایِ مردانگیت

میتپد، بدان امن است

تمامِ آنچه که برایِ توست

 

عادل دانتیسم

 

++ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮐﺠﺎﯾﯽ، ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﯼ، ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ...ﯾﺎﺩ ﻗﻮﻟﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺵ،ﺗﻮ ﺗﻼﺷﺘﻮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﻧﺸﺪ...ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺪﻩ،ﻫﺮ ﭼﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﯼ،ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻢ ﻧﺬﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ... ﻧﺸﺪ ، ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ...ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ...! 

 

++ دوست داشتن آدم هایی که غرورشان اولویتشان است آزار دهندست...و هرچه بیشتر دوستش داشته باشی بیشتر اذیت میشوی و ضربه میخوری!عشق و خوشبختی غرورِ فراموش شده میخواهد!(المیرا دهنوی)

 

++  من با چشمان تو اندوه آزادیِ ه زار پرنده ی بی راه را گریسته بودم و تو نمی دانستی ... (سیدعلی صالحی )

 

++ در مَن بِدَمی مَـن زنده شوم، یک جان چه بُود صد جانِ منی  (مولانا)

 

++ بعد ها میفهمی...آدم ها برای رسیدن به خواسته هایشان ، چه دروغ ها ،چه محبت ها،چه تظاهرها که نمیکنند... (المیرا دهنوی)

 

من نوشت : یه چند روزه سرما خوردم حالم اصلا خوب نیست  ، در اولین فرصت به مطالب ارزشمند دوستانم سر میزنم ، نبودنم رو ببخشید ..

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیری از حجت اشرف زاده

 

 

 

۲ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۴
سیلاک

تنها زمانی یک نفر در دلمان میمیرد

که تمامیتِ او را از ذهنمان خارج کنیم

وقتی کسی را از ذهنمان بیرون میکنیم،

دیگر نباید کارها و اشتباهاتش را تشریح کنیم

ناتوانی از همان جا آغاز میشود که به دنبال چراهای اشتباهات او میگردیم

این کار ذهن را درگیر میکند

و خودش اثبات این مسئله است که:

هنوز او را از ذهن خود بیرون نکرده ایم!

 

اوریانا فالاچی

 

‍++ یک صبح هم تا چشم باز کردی به جایِ فکر کردن به جای خالی اش؛ به کسانی که هنوز با همه ی عشقشان کنارت هستند فکر کن...به مادرت که برایت چای دم کرده؛به پدرت که برایت برشته ترین قسمت نان را که دوست داشتی کنار گذاشته...فدایِ سرت که لیاقت خوبی هایت را نداشت برای یکبارهم که شده تو به "داشته هایت" فکر کن و صبحت را برای خودت بخیر کن...(سحر رستگار)

 

++ قسم به عشق که هیچ به دل نشسته ای ز دل نخواهد رفت...! (مهین رضوانی فرد )

 

++ با اصرارِ ما هیچکس کسی را فراموش نمیکند چه میدانیم شاید او برایش تنها کسی ست که بارها میشود به پیام های شبانه اش برگشت خواند خندید و آهسته گریه کرد... (فرید صارمی )

 

++ روزی صدبار همان سه چهار تا پیام آخرت را توی تلگرام بالا و پایین می کنم ، دیگر حرف به حرفش را حفظم ولی هر بار اینقدر ذوق می کنم که دلم نمیاد پاکشون کنم .. احتمالا حالا حالاها نگهشان میدارم :)))

 

++ در همین روزهای بارانی یک نفر خیره خیره میمیرد تو بدی کردی و کسی با عشق از خـودش انتقـام میگیـرد..... (علیرضا آذر)

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از باران ( عنوان از همین آهنگ اقتباس شده است)

 

 

۳ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۳
سیلاک

صدام میزد "آدم آهنی"!

کم کم دیگه معنی این حرفو فهمیده بودم،

فهمیده بودم اما به روی خودم نمیاوردم

گفته بودم که حواسشو جمع کنه

من که تحفه ای هم نبودم

اما میترسیدم که وابسته بشه

که مثلا شبا گوشیشو بذاره زیر بالشش صبحا که بیدار میشه ببینه من پی ام دادم یا نه!

که مثلا توو مرکز خرید یهو یه تیشرت سرمه ای جذب تن مانکن ببینه بعد فک کنه چقد به من میاد!

که مثلا از ماهها قبل هزار تومن هزارتومن پول جمع کنه واسه کادوی تولد من...

یه روز اما دلشو گرفت کف دستش اومد نشست رو به روم  گفت: میدونم قول داده بودم، اما عاشقت شدم

آخ چه حس کثافتیه وقتی بفهمی یکی عاشقته و تو به هیچ جات نیست!

دلم میخواس اون لحظه 

با لگد برم توو صورت خودم!

گفتم: من نباشم چی میشه!؟

بغضشو قورت داد گفت: میمیرم

خنده م گرفت، انگار که بهش برخورده باشه پاشد از سر میز بره، دستشو گرفتم خیلی آروم گفتم: بشین...

نشست...

گفتم: یه روزی بود توو همین کافه،

روو همین میز، روو همون صندلی که تو نشستی بهش گفتم "نباشی میمیرم"

اون زد زیر خنده...از جام پا شدم برم که دستمو گرفت آروم گفت: بشین...

پی نوشت: از آدمایی که عاشق شدن و همه چیزشونو پای عشق دادن باید ترسید! اینا میدونن که هیچ چیز دیگه به این سادگیا نمی کشدشو‌ن!

اینا "آدم آهنی" میشن، دردشون نمیاد...

 

کسرا بختیاریان

 

++ بلاتکلیف بودی! نه آنقدر تهِ دلت مطمئن بود به دوست داشتنم؛ نه آنقدر مطمئن بود به بدونِ من زندگی کردن... رابطه مان را در دستت گرفتی و کشش میدادی، نگفتی شاید او مطمئن باشد به حسش؛ نگفتی قربانی میشود این دوست داشتنش در باتلاقِ بلاتکلیفیِ من...یک روز دوست معمولی بودی و یک روز عاشق ترین آدم دنیا... با خودت که به توافق نرسیدی رفتی! حالا هر چقدر که او مطمئن است به حسش من بلاتکلیفم در دوست داشتنش...یک روز هم شاید مثل تو بروم اما این "بلاتکلیفی"  تا ابد ارثیه ای از تو برایم به یادگار خواهد ماند...(سحر رستگار )

 

++ هرچند امیدی به وصال تو ندارم یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم... (شفیعی کدکنی )

 

++ باز می پرسی: چطور اینگونه شاعر شد دلت؟ تو دلت را جای من بگذار... شاعر می‌شود! (نجمه زارع )

 

++ عنوان از علی نیاکوئی 

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ طعنه از حمید عسکری 

 

 

۳ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۳
سیلاک

بزرگ‌ترین خیانت تکنولوژی به روابط عاشقانه‌ی ما،

این است که نمیگذارد

چیزی « تمام » شود

شبکه‌های اجتماعی فقط اولش را بلدند؛

شروع کردنش را،

دوتا آدم را نشانِ هم میدهند - با عکس‌ها و کلمه‌ها و نشان‌ها -

و ترغیب‌شان میکنند که همدیگر را بیشتر بشناسند

از فضای عمومی بروند توی گپ‌های خصوصی،

حرف بزنند باهم و از زمین و زمان بگویند و از خودشان،

« ببینمت » و برای هم عکس بگیرند؛ خیلی هم خوب

اما آن طرف ماجرا،

وقتی قصه‌ی دو نفر تمام میشود - به هر دلیل -

درستش این است که آن دو آدم همدیگر را نبینند؛

نشنوند؛

نخوانند ..

دست کم تا مدتی،

که زخم‌ها التیام یابد و هیجان‌ها فروکش کند و دل‌ها به چیزی دیگر قرار بگیرد..

اما تکنولوژی،

بیخیالِ همه‌ی اینها کار خودش را میکند،

آن دو آدم را هی، هی، هی نشانِ هم میدهد،

یادِ هم می‌اندازد،

ماجراشان را پیش میبرد و قصه‌شان را ادامه میدهد

دیگر فقط یک شماره نیست که اگر نگیری‌اش کم‌کم فراموشت شود،

یا یک نشانی که اگر طرفش نروی از یادت برود،

یادگارِ محبوبِ از دست رفته،

دیگر فقط چند تکه عکس و چند کاغذ نامه نیست که پاره و سوزانده شود

در روزگار تلگرام و موبایل و اینترنت،

آن که رفته و با خود دلی شکسته برده،

هنوز از در و دیوار در تجلی است؛

با عکس‌هایش،

خنده‌هایش،

کلمه‌هایش و ردی از خودش که هنوز،

همیشه به جاست ..

حتی اگر نخواهی بخوانی و بدانی و بشنوی و ببینی،

ادامه دارد،

و چون ادامه دارد،

پس هست،

و چون هست،

پس هنوز تمام نشده است،

و این « هنوز » - خدا میداند که ـ برّنده‌ترین تیغ دنیاست؛

می‌کشد و می‌بُرد و خون میریزد؛

هر روز،

هنوز...

 

حسین وحدانی

 

++ دوسش نداری؛ لااقل دیگه سوهان روحش نباش! هی رفتن و اومدن، سایش میاره..

 

++ کیفیت را فدای کمیت نکنید یک دانه نابش را داشته باشید ..یک عمر به عالم و آدم پُزَش را بدهید... رنگین کمان ها به چشم بهم زدنی ناپدید میشوند... (علی قاضی نظام )

 

++ بعضی از آدمها پاهایشان را به روی قلبت میگذارند وقتی دست هایشان نمیتواند گلویت را بفشارند ، این آدمها همان آشنای غریبه اند...!  ( حاتمه ابراهیم زاده )

 

++ گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در من نفسی هست ، دلی هست ، ولی جانی نیست! (محمد عزیزی )

 

++ درختی که منم برگ‌هایش را ریخت تا تو ماه را از میان شانه‌هایش تماشا کنی...(علیرضا روشن)

 

++ خسته ام مثل جوانى که پس از سربازى بشنود یک نفر از نامزدش دل برده ، مثل یک افسر تحقیق شرافتمندى که به پرونده ى جرم پسرش برخورده ..(على صفرى)

 

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از امیر عظیمی

 

۶ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۸
سیلاک

من از بودن هایی که نیستند،

از نبـودن هایی کـه هستنـد،

از داشتن هایی که معنای نداشتن است و از نداشتن هایی که دیگران گمان میکنند که داشتن است

من از سکوت های بلند،

از فریادهای آرام، 

از هستم های دروغ

از میروم های با اشک، 

ازسلام های بی خداحافظی، 

از خداحافظی های بی سلام

از دلتنگی ها،

از رابطه ی شلوغ پر از تنهایی متنفرم

تنهایی بی دغدغه و آسودگی خیال می ارزد به اینکه حرمتت را بشکند، 

روحت رامچاله کنند، 

نیکی هایت را وظیفه بخوانند، 

و تو یک اسباب سرگرمی بیشتر نباشی!!!

تنها باش

اما اگر خواهان بودی که تنهایی را رها کنی کسی را انتخاب کن که تورا بفهمد، 

وجودت را به انزوا نکشاند، 

دلگیر که بودی با آغوشی یا حرف ساده ای دلگرمت کند

انسـان هـای بیهـوده را 

بیهوده به حریممان راه ندهیم ...

 
نویسنده : ناشناس
 
++ جایى که عقل تونست جلوى احساستو بگیره، یعنى دل دیگه خسته س آدمـا رو خستـه نکنیـد... (دلارام انگورانى )
 
++ کاش آدم ها را برای دوست داشتنتان به حدی نرسانید که از خودشان و هرچه که هست متنفر شوند،  از همه اتفاقات خوب و بد خسته شوند؛ آنقدر که حتی دیگر بودنتان هم ذوقی برایشان نداشته باشد... آدمی که برای دوست داشتنِ کسی از خود متنفر است دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد (مائده زمان )
 
++ همه ما داشته هایمان را فدای نداشته هایمان میکنیم ، از اویـی کـه هسـت، بـه هـوای اویـی کـه نیست، میگذریم ، فکر میکنیم با این کارها میشویم اسطوره ی وفا و تندیس عاشقی! وگرنه هرکدام ما هم یکی از ضدقهرمان های قصه هایی هستیم که رفته ایم و قهرمان را تنها رها کرده ایم! (مانگ میرزایی )
 
 
من نوشت : آدمها رو از روی دوستانی که دارند و کتابهایی که می خوانند می توان شناخت ، آدمی که کتاب نمی خونه و دوستان بی ارزشی توی زندگیش داره ارزش دوستی و دوست داشتن نداره .. 
 
عنوان :بخشی از شعر احمد طاهری 
 
 
آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از محسن ابراهیم زاده 
 
 
 
۸ موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۱۸
سیلاک

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﺮﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ،

ﻛﻪ ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻠﺪﻧﺪ،

ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻭ ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ..

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ "ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﯼ ﺍﺑﻬﺎﻡ " ﻭ " ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﯼ ﺗﻮﯼ ﺩﻟﻢ ﺩﺍﺭﻡ " ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ !

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﺮﺯﺷﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖ، ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺭﺍﺣﺖ می کنند..

ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﻨﯽ ﻭ ﻣﻴﺒﻴﻨﯽ ﻫﻤﭙﻮﺷﺎﻧﯽ ﻣﺮﺯﻫﺎ ﺑﻴﻦ ﺗﻮ ﻭ ﺍﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ،

ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﺍ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ،

ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﯽ ﺭﺍ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻴﺮﯼ !

ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺸﺪ ﻧﻪ ﻛﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻴﻜﻨﺪ،

ﻧﻪ ﺣﺲ ﻓﺮﻳﺐ ﺩﺍﺭﺩ،

ﻧﻪ ﺑﺎﺭ ﺩِﻳﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﺩ ..

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﺮﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻏﻨﻴﻤﺘﻨﺪ !

ﺷﻔﺎﻓﻴﺘﺸﺎﻥ ﺷﻔﺎﻓﻴﺖ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ ...

ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻨﺸﺎﻥ، ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﻴﻜﻨﺪ ...

ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﯽ ...

ﺑﻲ ﻗﻀﺎﻭﺕ،

ﺑﻲ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ،

ﺑﻲ ﺭﻧﺞ ،

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ،ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ..


نویسنده :  ناشناس 


++ اگه رنگ مورد علاقتون یکی بود دلیل نمیشه با هم ازدواج کنین ولی میتونین با هم نقاشی بکشین. ( درست مثل زمانهایی که من از شعرهای تو خوشم می اومد تو از شعرهای من !! نمی دونم هنوز شعرهایی که برات می خوندم رو داری یا نه ؟!! ) 


++ هوای بی تو پریدن نداشتم، آری .. بهانه بود همیشه ،شکسته بالی من..!! تو هم سکوت مرا پاسخی نخواهی داشت ، چه بی جواب سؤالی ست بی سؤالیِ من! ( محمد علی بهمنی )


++ میدونی بدترین کاری که میتونی در حق کسی که دوستت داره بکنی چیه؟ اینه که به ی جایی برسونیش که دیگه نه بودنت خوشحال و راضیش کنه نه نبودنت! ( مهسا رضوی )


واقعه نویسی : امروز چقدر تلخ بود ، پرواز زودهنگام دنیا فنی زاده عروسگردان کلاه قرمزی ، دنیا 20 سال بدون اینکه دیده بشه برای ما خاطره خلق کرد ، روحت شاد :((((


آهنگ پیشنهادی : آهنگ غرور از شادمهر عقیلی 



۴ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۵ ، ۰۰:۴۰
سیلاک

عاشق آدمهایی هستم که خیلی راحت چیز های اضافه را از زندگیشان حذف میکنند!

چقدر وجودشان سبک میشود

چقدر زندگیشان شیرین تر میشود 

و چقدر دل کندن برایشان راحت تر!

من اما هیچوقت جزو این دسته از آدمها نبودم !

کانتکت گوشی من پر است از شماره هایی که خاموش هستند

پر از شماره های غریبی که حتی دیگر اسمشان را فراموش کرده ام !

ولی هیچوقت نشده که بنشینم غربالگری کنم! 

که ببینم کدام شماره به کارم می آید و کدام شماره اضافه است!

پلی لیست من پر است از آهنگ هایی که مدت ها است گوش نکرده ام و فقط گوشه ای خاک میخورند! ولی دلم نمی آید آنها را پاک کنم!

چیز های اضافه ای که شاید کاری هم به کارشان نداشته باشم!

اما انگار فقط باید باشند!

اصلا هم مهم نیست روزی چند بار گوشی ام پیغام بدهد: " حافظه پر است "

من نمیتوانم به راحتی چیز های اضافه را دور بریزم ...!

از شما چه پنهان مدت هاست قلب و مغز و تمام وجودم اِرور میدهند :

" ظرفیت گریه کردنت تکمیل است

لطفـا عامل مزاحـم را دور بریـز ! "

کاش میتوانستم...

 

مهسا رضوی 

 
 
++ از پشت میله های سرد تیره نگاه حسرتم حیران به رویت در این فکرم که دستی پیش آید و من ناگه گشایم پر به سویت.. ( فروغ )
 
 
++ اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار...(رویا باقری )
 
 
++ ما صراط مستقیم بی تقاطع ساختیم گفته "لا اکراه فی‌الدین" پس دوراهی لازم است (کاظم بهمنی )
 
 
++ عنوان از سعدی ..
 
من نوشت : یکسال قبل در همچین روزهایی دلم خواست جایی باشد که بنویسم چیزهایی که نمی توانستم جای دیگری بنویسم ، یک خزیدن توی لاک تنهایی خودم باشد که فنجان قهوه ام را هورت بکشم و هویجم را گاز بزنم و پفکم را مزه مزه کنم و روی پست های این و اون کلیک کنم و بخونم و لایک کنم و نظر بگذارم .. دلم خواست یه جایی باشه که فارغ از همه گرفتارهای روزانه بشود توش لحظه ای نفس تازه کنم .. شاید پروپا قرص ترین مخاطب نوشته های من تو این وبلاگ خودم بودم متن هایی را که می گذاشتم صدبار می خوندم و هر بار انگار بار اول است که می خونمشون و آهنگ ها را هزار باره می شنیدم جوری که روحم گره می خورد به ملودی ها و از تنم دور میشد .. یکسال گذشت .. بعد از کلی وبلاگ درست کردن و پاک کردن و یکی هم که بلاگفا به فنا داد این یکسال شاید در طول 20 سال کار کردنم با کامپیوتر و حضور در دنیای مجازی و اینترنت اولین وبلاگی باشه که اینقدر عمر کرده البته امیدوارم فردا به سرم نزنه که پاکش کنم .. هر بار به یه دلیلی دل کندم و رفتم یه بار از سریش بازی یه نفر دل زده شدم یه بار درس داشتم و امتحان و پایان نامه رو بهونه کردم هر بار وقتی برای رفتنم عزمم جزم میشد در کسری از ثانیه بهانه اش را پیدا می کردم .. و دوباره یه مدت که می گذشت دلم تنگ میشد که باز یه جایی داشته باشم که بشه توش شعرهایی که دوست دارم رو بنویسم و اهنگ هایی که گوش میدم رو آپلود کنم ، که توش به یه آرامش نسبی برسم و از شما چه پنهان شاید وبلاگ سیلاک تنها جائیه که این حس رو توش تجربه کردم ؛ از همراهی همه ی شما عزیزان در این یکسال متشکرم .. ممنونم که دلگرمم کردید به ادامه :)))) وبلاگ جان یکسالگی ات مبارک ^_^
 
 
آهنگ پیشنهادی : آهنگ دیونه زنجیری از علی پناهی ..
 
 
۵ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۶
سیلاک

میگویند از عشق یک طرفه بپرهیزید!

عشق یک طرفه نوعی سـم است

کشنده و دردناک!

من مخالفم!

حداقل برای یک زن اینگونه نیست

زنان به هرحسی عشق نمیگویند!

وقتی اسم احساسشان را عشق

میگذارند یعنی کار از کار گذشته!

یعنی شما ناصح بیاورید و بگوید از صبح تا شب نصیحت کند! انگار نه انگار...

عشق یک طرفه بد هست

امـا خـوبیـایی هـم دارد...!

زنان در عشق یکطرفه رشد میکنند، صبور میشوند، گل میکنند! قوی میشوند! جنگنده میشوند

اصلا عشق زن را بالـغ میکنـد!

زنان حتی وقتی درگیر عشق های بی جواب میشوند دنیایشان را محدود میکنند به مردشان! 

مردی که روحش هم از این عشق خبر ندارد!

زنان پیچیده نیستند اما از دید

بقیه، موجودات عجیبی هستند!

من موافقم...

ما زنها انقدر بلدیم عشق بورزیم که همه را مبهوت میکنیم

ما زنها انقدر بلدیم وفادار باشیم که هیچکس باورش نمیشود

ما زنان حتی به عشق های یکطرفه مان هم وفاداریم!

ما زن ها عجیبیم

از دید مرد ها عجیبیم!

البته شاید هم حق با آنها باشد!

درباره زنی که تمام زندگی اش را وقف مردی میکند که حتی آن مرد نمیداند همچین زنی روی کره زمین زندگی میکند چه میتوان گفت؟!

ما زنها در رویا به سر میبریم!

در رویا دست مرد مورد علاقه مان را میگیریم و با او به دور دست ها میرویم! جایی که هیچکس نیست در آغوشش فرو میرویم...اشک میریزیم!

از سختی هایی که در نبودش کشیدیم شکایت میکنیم!

بعد لبخند میزنیم و میگوییم چه خوب است که خداوند خیال و رویا را آفریده!

ما زنها اگر فرصت اثبات داشته باشیم

این توانایی را داریم که عشق های یکطرفه را تبدیل کنیم به حس های عمیق دو طرفه!

برای ما زنها عشق یکطرفه سخت هست اما توان گریز از آن را نداریم!

ما زنها را از عشق های بی جواب نترسانید!

 

نورا مرغوب

 
++  این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود من عاشق او بودم و او عاشق او بود ... (سیدتقی سیدی )
 
 
++ من نه آنم که به تیغ از تو بگردانم روی ، امتحان کن به دو صد زخم مرا بسم الله...! (صائب تبریزی )
 
 
++ اصلا عشق شاید همین باشد که مُدام از خودم میپرسم اصلا دوستم دارد؟ (مائده زمان )
 
 
آهنگ پیشنهادی : آهنگ روز سرد شادمهر 
 
 
۶ موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۵ ، ۲۱:۲۴
سیلاک

روزهای پایانی پاییز است و دلم برای عصرهای رنگی اش تنگ خواهد شد، چند روز مانده تا چشمهای پاییز بسته شود!!

اصلا پاییز از کجا خواهد فهمید که موقع رفتنش است و یا زمستان از کجا میداند قرار است دنیا را در آغوش بگیرد

زمستان رفتن را توی گوش پاییز زمزمه خواهد کرد؟

یا پاییز، خودش میدان را خالی میکند

وقتی هیچوقت فصل آمدنت نیست چه فرقی دارد تقصیر پاییز است یا زمستان؟

چه فرقی دارد وقتی تو نمیدانی بهار که میشود تنهایی ام هزار بار جوانه میزند،

تابستان که از راه میرسد دلتنگت هستم

و پاییز که میشود دوست داشتنم از چشمهایم دانه دانه میریزد

اما زمستان که بیاید همه چیز فرق میکند

باید بدانی جایت خالیست

باید بدانی که باید باشی

کنار موسیقی برفهای عاشق،

کنار آدم برفی های دلتنگ،

کنار کافه های دو نفره،

باید بدانی که جایت همیشه خالیست

اصلا زمستان بهانه است، باید باشی

جـای فصلـی به نام آمـدنـت میـان

پاییز و زمستان خالیست ...

 

صفا سلدوزی

 

++ آدم باید یک نفر را داشته باشد که تمامِ ناگفته های دلش را برایش بگوید باید یک نفر را داشته باشد تا تمامِ حرف هایش را از عمقِ چشمانش بخواند باید یک نفر باشد که دلـت از تنهایی نترسد خلاصه بگویم، باید یک نفر باشد که امیدِ تمامِ نا امیدی هایِ زندگیت باشد...(مائده زمان )

 

++ " یلدا " همان معشوقه یِ از خود گذشته و خیانت دیده ی پاییز است که خودش را عقب میکشد تا دستان پاییز و زمستان به هم برسد.(ستایش قاسمی )

 

++ شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد (سعدی )

 

++ فرض بر این که میان من و تو هیچ نبود تو نباید شب  یلدا  به  دلم  سر بزنی؟!(امید احسان زاده)

 

++ در ایران باستان فردای شب یلدا روز برابری انسانها بود وهمه ازجمله پادشاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند وکسی حق دستور دادن به دیگری نداشت وکارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر! ( چی بودیم چی شدیم ؟؟!!!!)

 

++ یلداتون مبارک :))))))))))))) 

 
آهنگ پیشنهادی : آهنگ یلدای من از شاهین آریان 
 
 
 
 
 
۱ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۵
سیلاک

و تو شاید سال ها بعد نام مرا از کسی بشنوی،

شاید دست و پایت نلرزد، 

نگاهت برنگردد، 

قلبت به تپش نیوفتد..!

اما جایی در درون قلبت، 

جایی که هیچکس نمیتواند آن را ببیند، 

حسی از نو متولد میشود و آرام آرام تمام قلبت را فرا میگیرد!

و تو هرچقدر آن را انکار کنی و پس بزنی باز هم برمیگردد و یقه ات را میکِشد و گلویت را میفشارد!

حسی که شاید تا آن روز فکرش را هم نمیکردی که واقعی باشد،

حسی که تو را یاد اشتباهت می اندازد!

حسی که حالا دیگر هیچوقت فراموش نمیشود..!

من به آن میگفتم عشق!

حالا برای تو جایش را داده به خاطره!

 

شاینی امیری

 

++ کاش زندگی دکمه ی آف داشت ! نه حوصله ی مرور خاطره دارم نه حوصله ی اتفاقی جدید ..خواب ...دلم یک خواب عمیق میخواهد بدون ترس...بدون اضطراب ، بدون فکر! بدون تکرار این سوال که آخرش چه میشود؟! ( علی سلطانی )

 

++ من نمی تونم مجبورت کنم به دوست داشتنم ..مجبورت نمی کنم ! به توجه بهم  ..مجبورت نمی کنم ! به فهمیدن علاقم  ..مجبورت نمی کنم ! به موندن و نرفتن ! من نمیتونم مجبورت کنم ..فقط می تونم خودم و دآغون کنم ..من فقط میتونم خودم و خسته کنم ! من فقط میتونم بشینم و از دور عآشقت باشم ! من نمیتونم مجبورت کنم ، نمی تونم !

 

++ حال من بدون تو چگونه ست؟ ماهی دیده ای بی حوض؟ ( الهه صابری )

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبای "هستم و نیستم" ..

 

 

 
۶ موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۵ ، ۲۲:۰۵
سیلاک