درون لحظه های منتظرم

من این روزها حسابی تو را کم دارم

درون ِ لحظه های منتظرم

و این روزها انگار اصلن نمیشود به این فکر نکنم

که چقدر برایم عزیزی

هر چند میدانم… پر از یک عالمه شیطنت ِ کودکانه ای

و من پر از یک عالمه سخت گیری مادرانه

حواست را جمع کن …

بیرون از آن دنیا ، در این دنیا

باید برای زندگی ، لبریز از انگیزه باشی..

دنیای اینجا با دنیای اکنون ِ تو فرق دارد… 

من تازگی ها کشف کرده ام

تو آنجا که هستی … میخندی .. اشک میریزی..

و پلک های کوچکت را باز و بسته میکنی…

احساس میکنم داری خودت را پیدا میکنی..

راستی خبر داری؟

یک قسمت از تمام ِ دغدغه های روزانه مان

آرامش خیال حضور ِ توست ..

یک قسمت ِ بزرگ پیوند ما ادامه خواهد داشت …

مثل اصیل ترین سلسه های انسانی ...

نویسنده  : ناشناس

++ چند ماه دیگر من ِ دیگری متولد خواهد شد و اینبار از نگاه او دنیا را می بینم با قدمهای کوچک او دوباره راه خواهم رفت راه نه پرواز خواهم کرد با لبهای او کلمات را از نو ادا خواهم کرد هر چند غلط هر چند نامفهوم؛ با انگشتان کوچکش نور را کشف خواهم کرد خدا را احساس خواهم کرد لبخند را ؛ عشق را ؛ خورشید را ، شب را ، زیبایی را ؛ مهربانی را ؛ دوست را ... و اینبار عاشق تر زندگی خواهم کرد دست در دست ِ خود ِ قبلی ام ^___^

*

*

لحظاتتان لبریز از عشق و آرامش :)

سیلاک ۷

و من آزادی را ، در حصارِ قلبت احساس کردم

سلام تابستان ! فصلِ خوبِ خاطره انگیزِ من ؛

نفسِ گرمِ تو را دوست دارم ، بویِ فراغت می دهد ...

بادهایِ لطیف و ملایمِ بعد از ظهرت ؛

مرا یادِ بازی و شیطنتِ کودکی ام می اندازد ...

یادِ روزهایی که آمدنت ؛ پایانِ درس و مشغله ها بود ...

نامِ تو تداعیِ کوچه هایی شلوغ ،

و هیاهویِ کودکانِ بازیگوش است ...

تو هر چقدر هم که گرم و طاقت سوز باشی ؛

من به حرمتِ لبخندِ کودکی ام ؛ تو را دوست دارم ...

آغوشِ آرام و بی دغدغه ات ؛ جان می دهد برای تفریح ،

برایِ سفر ، برایِ فراموشی ... !

با این که تحملِ هوایِ گرمت سخت است ولی ؛

نمی شود تو را دوست نداشت ،

تو بخشنده ترین فصلِ سالی ...

دستانت پر است از میوه هایِ آبدار و رنگارنگ ،

و خورشیدِ آسمانت ؛ بی وقفه می تابد !!!

چیزی از بهشت ، کم نداری ، به جز ابرهایی ؛

که بر سرِ این دل هایِ بیقرار ؛ "باران" ببارد ... !!!!

نرگس صرافیان طوفان 

++ گاهی تمام چیزی که احتیاج داری، کمی ایمان کودکانه است به وقوع ناممکن ها!

 

سیلاک ۹

زندگی عشق نهفته است

فراموشی رو بلد باش؛

بی‌خیالی رو بلد باش!

زندگی همیشه هم به دونستن همه چیز،

سر در آوردن از هر چیز و زیادی درگیر شدن نیست.

گاهی هم به خودت یادآوری کن یه سری چیزا رو یادت بره؛

به یه سری حرف‌ها اهمیتی نده؛

لبخند بزن و بگذر؛

لبخند هم که نزدی به خاطرش غمگین نشو، بغض نکن!

گاهی هم بذار همه‌ی دنیا در قطعه آهنگی که با لذت گوش می‌دی،

کتابی که با هیجان ورق می‌زنی،

گل‌های تازه‌ای که تقدیم گلدونت می‌کنی،

فیلم محشری که دلت نمیاد یه لحظه هم ازش چشم برداری،

آدم جذابی که وقتی صداش رو می‌شنوی کلی سر ذوق میای،

حتی صدای پرنده‌ها،

آبی آسمون،

برات خلاصه بشه و بس.

دنیای اختصاصی خودت رو خلق کن

و زندگیت رو خواستنی‌تر و زیباتر بساز …

فاطمه پنبه کار

*

آهنگ پیشنهادی: آهنگ زیبای فیلیچیتا (به معنی خوشبختی یا شادی ) اینجا ببینید و بشنوید.

سیلاک ۱۰

فرصت دیوانه بازی هایِ از سرِ شوق

دختر دار که شدم

به او یاد میدهم که به وقت بزرگ سالی اش

عاشق بشود ، که فراق یار دمار از روزگارش در بیاورد و شاید درد ِ دوست داشته شدن

همه‌ی توانش را جمع کند که بهترین انسان شود

به او میگویم دوست بدارد و اجاره بدهد که دیگران هم دوستش داشته باشند.

که ازدواجی که از سرِاجبارباشد در سالهایِ آتیِ زندگی اش

به جداییِ احساسی اش ختم میشود.

به او میگویم فقط یکبار فرصت عشق بازی را دارد.

فرصت دیوانه بازی هایِ از سرِ شوق،

یکبار میتواند در زندگی اش مردی را پیدا کند که اگر هزار سال از دیدارش هم بگذرد

هر وقت به زمانِ دیدار دوباره باز صدایِ قلبش آبرویش را به تاراج ببرد.

و در این حسِ پیچیده تنها فقط خودت هستی که میتوانی از منجلابِ افسردگیِ عشق،

که گریبان گیرت میشود خودت را نجات بدهی.

به او خواهم گفت هر عشق یک خطِ احترام دارد.

که تحت هر شرایطی پایش را آن ورترِ خط نگذارد.

که شرطِ اول این است که رفیقِ هم باشند

شریکِ نیازِ روزهای تاریک و روشن؛

که از هر بلایِ طبیعی گرفته تا آدمهای حسودی که در زندگی اش گردنِ رابطه اش را میفشارند،

زود بگذرند.

پس کسی را انتخاب کند که خیالش جمع باشد اگر صدها و هزاران نقطه‌ی عطف و ضعف دستش دارد.

اگر مشکلات بینشان تلالو میرود و شب‌های طولانی به قهر و دلخوری سپری میکنند.

عوضِ همه شان خیالش راحت باشد که جز او کسی دیگر جا پایِ زندگی اش نمیگذارد.

و کمر به آزارِ او نمیبندد..

فرگل مشتاقی

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از بابک افرا ( اینجا بشنوید)

سیلاک ۶

اگردیوانگی کردم دلم خواست ..

باید خیلی جنس وجودت ناب باشد

که دیگران را تحسین کنی و از تماشای موفقیت و خوشبختیِ آنان لذت ببری..

باید خیلی اصیل باشی که رنج‌های دیگران تو را غمگین کند و شادی‌های آنان تو را خوشحال..

باید خیلی از عقده‌ها و کمبودها به دور باشی و از انسانیت، سرشار!

و آنقدر قوی که شکست‌ها و ناکامی‌ها،

از تو یک انسانِ سَرخورده و حقیر نساخته‌باشند،

انسانی بی‌منطق،

که علیه دستاوردها و داشته‌های دیگران جبهه می‌گیرد!

باید خیلی شخصیت محکمی داشته‌باشی که با وجود چیزهایی که بر تو گذشته،

همچنان از اینکه آدم‌هایی هستند که اراده می‌کنند،

تلاش می‌کنند و موفق می‌شوند، احساس خوبی داشته‌باشی..

باید آنقدر اصالت داشته‌باشی؛

که برای دیگران هم آرزوهای خوب کنی،

برای دیگران هم خوشحال باشی و برای دیگران هم خوب بخواهی..

باید به آرامش و خودباوری و رضایت درونی رسیده‌باشی که بتوانی موفقیت و جسارتِ دیگران را تحسین کنی..

باید خودت را زیاد دوست داشته‌باشی و با خودت کاملا کنار آمده‌باشی.

و چقدر کم‌اند آنان که خودشان را دوست دارند و با خودشان و با جهانشان کنار آمده‌اند...

و چه انگشت‌شمارند،

آنان که به شادیِ کسانی به جز خودشان هم فکر می‌کنند...



نرگس صرافیان طوفان 

من نوشت : جوری که ملت دارن از دیروز به هم تبریک عید می گن آدم دلش می خواد باور کنه همه شون روزه بودن  ^__^ 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبای افسانه از مرجان فرساد ( عالییییییییییییی) 

دریافت



سیلاک ۷

ما باید همدیگه رو یه ذره زودتر می دیدیم

یک روز در خلوت در خط فاصله ات با همه کس و همه چیز ،

مینشینی فکر میکنی چقدر میتونستی آدمهای سزاوار و لایق‌تر رو برای دوست‌داشتن انتخاب کنی،

با آدمهای بهتری رفت‌وآمد کنی،

غذاهای سالم‌تری بخوری،

جاهایی که هر روز موکول کردی به روز بعد و باید میرفتی و نرفتی ،

خنده‌هات از ته‌دل باشه،

محبتت عمیق‌تر باشه؛

حرف هات طعنه نباشه ،

دل های کمتری رو میشکستی و بوسه های بیشتری نصیب خود میکردی...

به خودت میایی میبینی تا خرخره غرق در حسرت، برای توانستن‌هایی که از خودت دریغ کردی...

چقدر نرفتیم، نخندیدیم، خوش نگذروندیم.‌‌..

چقدر ندیدیم

چقدر نخوندیم

چقدر بغل نکردیم،

نبوسیدیم و نبودیم که خیلی چیزها رو بگیم...

چقدر بهای سنگین از عمرمون واسه این همه حسرت...

و چرا ؟

بیایید جواب بدهیم همین الان ،

همین حالا ...

اجازه نده که زود دیر شود...

در باقی روزهای باقیمانده ،

دل آرام اما قاطع تصمیم بگیر و نفس های هدف دار را انتخاب کن ...

علیرضا مسیحادم

++  به‌قول رضا عبدالملکیان: «برای همهٔ ما همهٔ روزها فراموش می‌شوند به جز همان یک روز که نشانی آن را به هیچ‌کس نگفتیم.»

*

++ عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد💙

*

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیری از راغب ( اینجا بشنوید) 

*

سیلاک ۷

رنگ دوست داشتنم از همیشه پررنگ تر است

حالم خوب است 

این روزها چشمانم زیبایی ها را قشنگ تر می بیند

و رنگ دوست داشتنم از همیشه پررنگ تر است

پرده ی تیره ی بدبینی را کنار زده ام 

و انتخاب کرده ام به روی دنیای غم ها لبخند بزنم 

و بدون پلک برهم زدنی از کنارشان بگذرم 

حالم خوب است 

انتخاب کرده ام شاد باشم 

و لحظه لحظه زندگی را نفس بکشم ..

نازیلا زارع 

++ من چه سبزم امروز نکند اندوهی سررسد از پس کوه ؟!

++ از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی ، با چون منی به غیر از محبت روا نبود .. (شهریار)

*

موسیقی پیشنهادی : آهنگ زیبای نیمه ی پنهان که از طرف یکی از دوستان عزیزم برام ارسال شده.. ممنونم ^__^ ( اینجا بشنوید

سیلاک ۶

صبر از تو خلاف ممکنات است

عزیزمن! سبز باش و از بادهای پاییزی، نترس،

که بزنگاهِ بهارِ تو می‌رسد و تو از نو جوانه خواهی‌زد.

تحت هر شرایطی محکم و جسور باش و از هیچ چیز نترس،

گفت؛ "لا تَخافا اِنَّنی مَعَکُما" که او همیشه همراه توست..

بهار، تداعی‌گر رویش است.

باید هر بهار، بذر شوی و در خاک تحوّل جوانه بزنی.

باید برگ شوی و شاخه‌های خشک انسانیت را جانی تازه ببخشی.

باید اندوه و زردیِ هزار پاییز را به بادهای سرکش بهار بسپاری

و با اولین طلوع خورشید،

تازه شوی..

انگار از نو متولد شده‌ای..

بهار، تداعی‌گر تغییر است

همواره از خودت بپرس کجای جهانت ایستاده‌ای،

و به آینه بنگر! که تویی محوّل الاَحوال خودت،

و تویی تنها کسی که می‌تواند از خودت بهترین بسازد.

حالَت را به بهترین حال، تغییر بده.

و بهار را به ذهن و جان و باورت بکشان..

فراموش نکن؛ تو گل همیشه بهاری

و بهار، همیشه همراه توست..

نرگس صرافیان طوفان

++ من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است این برکه ی بی حوصله اندازه من نیست ...

++ مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت هم کثیف می شوی و مهمتر آنکه خوک از این کار لذت می برد!! جورج برنارد شاو

++ سال نو همه شما دوستان عزیز مبارک بهترین ها را در سال جدید برایتان آرزو مندم^__^

سیلاک ۵

کلّ جهان به جز تو مهم نیست غیر از تو که تمامِ جهانی

برای سال جدیدت آرزوی تحول دارم..

آرزو می‌کنم که زندگی و جهانت به سوی سبز شدن متحول شود

و حال دلت به احسن‌ترین حال‌ها برسد.

آرزو می‌کنم که در تمام روزهای پیش رو، حال خودت و حال جهانت خوب باشد.

آرزو می‌کنم سلامت بمانی و هرکجا گفتند "چه خبر"، با لبخند بگویی "سلامتی"

اما نه از روی عادت، که از روی آگاهی...

آرزو می‌کنم روزهای تلخ گذشته، در گذشته‌ها جا بمانند

و جز یاد و خاطره‌ای برای عبرت، چیزی از آن‌ها باقی نمانَد.

آرزو می‌کنم بیفتد برایت تمام اتفاقات خوبی که سال‌هاست آرزوی افتادنشان را داری

و آدم‌هایی در زندگی‌ات بمانند که لایق‌اند به حضور و لبخندهای تو..

آرزو می‌کنم شادترین و بدون تشویش‌ترین روزها را پیش رو داشته باشی و همراه با ساقه‌های سبز گیاه،

سبز شوی و همراه با شکوفه‌های بهاری نویدبخش امّید باشی برای تمام آدم‌ها..

آرزو می‌کنم آدم‌های خوب‌تری شویم و جهان جای زیباتری شود برای زیستن...

آرزو می‌کنم ببینمت به زودی وقتی که تلخی‌ها تمام شده‌اند

و تو با لبخند و آرامشی عمیق، میان سبزترین کوچه‌های بهار، بدون دلواپسی، قدم می‌زنی،

آفتاب دارد بی‌منت می‌تابد،

شاخه‌های سبز با نوازش‌ِ دستان باد می‌رقصند

و صدای گوینده‌ی رادیو در تمام خیابان پیچیده که دارد بدون وقفه از خبرهای خوب می‌گوید

و آدم‌ها در گوشه گوشه‌ی شهر، جشن شکرگزاری و لبخند می‌گیرند.

آرزو می‌کنم امسال سال ما باشد، سال همه‌ی ما... ❤️

نرگس صرافیان طوفان 

 

++ شاید خوشبختی همین باشد که با خودت نگویی «کاش جای دیگری بودم کار دیگری داشتم یک آدم دیگری بودم...»  (آلدوس هاکسلی )

*

++ همه چیز آماده است و من به تماشا می نشینم،تا بهار بیاید...

*

 

آهنگ پیشنهادی :  آهنگ بی نظیر آخرین روز زمستون نوش جانتان (اینجا بشنوید ) :)

سیلاک ۵

هر چه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد

چون دوستت می‌دارم

مجبور نیستی آن‌گونه که روز آشنایی‌مان بودی، باقی بمانی

چون دوستت می‌دارم

مجبور نیستی خود را محدود کنی

به تصویری که از تو زنده مانده در من

چون دوستت می‌دارم

می‌توانی در خودت ببالی

چیزهای جدیدی کشف کنی در وجودت

می‌توانی دگرگون شده،

بشکفی،

تازه شوی

چون دوستت می‌دارم

می‌توانی آنچه هستی باقی بمانی

و آنچه نیستی شوی...

مارگوت بیکل

++ خوش‌ نشستی‌ بر‌ دلم کاشانه می‌خواهی‌ چِکار ..؟

*

++ ما برای کسی که اندکی حالمان را بفهمد جانمان را می‌دهیم ^__^ 

*

++ نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست!آفتاب می تابد،شاخه ها جوانه می‌زنند و تمامِ شکوفه‌های در انتظار، متولد خواهند شد، نور،سپاه سیاهی را می درد و بهار؛هزار هزار زمستان را سبز می‌کند، روزهای سخت رو به پایان است.. - (نرگس صرافیان‌طوفان )

*

آهنگ پیشنهادی : آهنگ زیبایی از مهدی جهانی به نام وجود تو ( اینجا بشنوید)

*

سیلاک ۴

از نسیمی می توان برداشتن ما را ز خاک

خیلی سال پیش تلویزیون فقط دو شبکه داشت.

یک بار یکی از این دو شبکه ناپرهیزی کرده بود و یک فیلم سینمایی برای بچه‌ها پخش کرد.

ماجرای یک عروسکی بود با چشم‌های دکمه‌ای که دست و پایش با چند نخ نامرئی وصل بود به دو تا چوب کهنه.

یک پیرمرد چهل سال بود که هر روز کنار خیابان اصلی شهر می‌ایستاد و عروسک را با همان دو تا چوپ می‌رقصاند و پول می‌گرفت.

اسم عروسک یادم نیست.

یک چیزی بود شبیه به ریکو مثلا...

این وسط ریکو با یک کلاغ پکیده هم رفیق بود و شب‌ها که پیرمرد خواب بود، با هم اختلاط می‌کردند

یک بار ریکو اعتراف کرد که خسته شده. از این نخ‎های نامرئی و چوب‌ها و پیرمرد.

اما کاری از دستش برنمی‌آید.

بدون آن‌ها حتی نمی‌تواند بایستد. بس که توی این چهل سال از پاهایش استفاده نکرده.

بعد هم کلاغ پکیده ناگهان شد یک مشاور زبردست و یک مربی ورزشی قابل. هر شب مغز و پاهای عروسک را ورز می‌داد.

بالاخره هم یک شب ریکو با قیچی نخ‌ها را برید و فرار کرد.

با پاهای خودش هم فرار کرد. walk away .

این واک‌ اِ وی خیلی کلمه‌ی خوبی است که معادل فارسی درستی برایش ندارم.

ترجمه‌اش این است که پشت به همه چیز کرد و خودش را رها کرد و استقلال خودش را بدست آورد و رفت برای همیشه. واک اوی.

واک اوی، عظیم‌ترین تصمیم ریکو طی چهل سال زندگی‌اش بود.

قشنگ‌ترین قسمتش آن‌جا بود که با قیچی نخ‌ها را برید و یک‌هو چشم‌های دکمه‌ای ریکو تبدیل شدند به چشم واقعی.

موضوع فیلم مثل نفس کشیدن می‌ماند.

تکراری، کلیشه و البته حیاتی. گاهی نخ هایی که دست و پایتان را بسته ببُرید.

چیز بیشتری ندارم برای گفتن..

فهیم عطار 

++ با همان نگاهی که می‌بینی، نگریسته می‌شوی! (ژاک لاکان )

*

++ تنهایی دوست داشتنی نیست اما خواستنی تر از تمام ِ دوستت دارم های مسموم است مگر تا کجا می توانی به دلت بگویی ببخشید باورم شد !!(بهرام حمیدیان)

*

++ هیچ وقت به خاطر آدمهای بد از خوب بودن دست برندار..

*

++ از نسیمی می توان برداشتن ما را ز خاک ، چشم ما چون دیگران بر بوسه و پیغام نیست..(صائب تبریزی)

*

*

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیری از حجت اشرف زاده به نام باران ببارد می روی ( اینجا بشنوید)

*

 

سیلاک ۷

من پر از زندگیــــــــــم فاصله ها را پر کن

ما روزهای سختمان را بدون یاری آدمها پشت سر گذاشتیم 

ما خودمان با دست های خودمان دیوارهای سرد و سنگین مقابلمان را شکافتیم

و به روزنه های امید رسیدیم 

ما خودمان هم درد و انگیزه های روزهای سخت خودمان بودیم

و رسیدن روزهای خوب را به خودمان وعده دادیم 

و طاقت آوردن را از خودمان وعده گرفتیم 

و طاقت آوردیم...

ما روزهای سخت را یه تنه حریف شدیم 

یه تنه جنگیدیم 

یه تنه درد کشیدیم 

و درد ز ما آدم دیگری ساخت 

دیگران اما ، هیچ گاه نفهمیدند چرا این آدم از یک جایی به بعد سکوت کرد 

و شبیه قبل نشد..

نرگس صرافیان 

++ من پر از زندگیییم فاصله ها را پر کن ..

.

++ به اینجای اسفند که می رسد باید بزنی به شانه خودت که این همه فکر و خیال را رها کن بیا برویم کمی نفس بکشیم بوی بهار می آید..

.

++ وقتی عزت نفس داری کینه نمی ورزی حسادت نمی کنی همه را به یک اندازه دوست داری خجالت نمی کشی، خود را باور داری ، خشمگین نمی شوی و همیشه مهربان هستی ؛ انسان با عزت نفس حرص نمی خورد همه چیز را کافی می داند ، حسد نمی ورزد خود را لایق می داند ؛ عزت نفس باعث می شود برای بزرگداشت خود احتیاج به تحقیر دیگران ندارید ..

 

آهنگ پیشنهادی : آهنگ بی نظیری از احسان خواجه امیری ( اینجا بشنوید)

.

سیلاک ۵

یک خسته نباشید به خودم

یک خسته نباشید به خودم؛

که سال‌هاست کم نیاورده،

که سال‌هاست هدف‌های خودش را بغل گرفته

و از آن‌ها در مقابل نشدن‌ها ، محافظت کرده

یک خسته نباشید به خودم که بیش از ظرفیت توانش جنگیده،

که سپاه سختی‌ها را کنار زده و خودش را تا قله‌های بعید آرامش رسانده

یک خسته نباشید به خودم که از محدودیت‌ها فرصت ساخته و با ناملایمتی‌ها مدارا کرده

یک خسته نباشید به دلم،

به روحم،

به احساسم...

باید به خودم کمی استراحت بدهم،

باید کمی از شلوغی‌ها دور باشم و آرام‌تر شوم،

باید برای مدتی به چیزی فکر نکنم.

که خودم را بردارم ببرم جایی به دور از این حوالی و کمی خستگی بتکانم و نگران چیزی نباشم

یک خسته نباشید به من،

به تو

و به تمام آنان که هدف داشتند،

تلاش کردند و تسلیم نشدند..

نرگس صرافیان طوفان

*

++ شاد بودن دوست داشتنی ترین شکل جرات است (اناتول فرانس)

*

++ بدون عشق موسیقی وجود ندارد ، بدون موسیقی رویایی در کار نخواهد بود و بدون رویا افسانه ای در کار نیست و بدون افسانه ، از شجاعت خبری نیست و بدون شجاعت هیچکس قادر نیست بار غم را به دوش بکشد.(فردریک بکمن)

*

 

سیلاک ۷

جهانم را جوری که دوست دارم خواهم ساخت

من از سر دنیا، دست بر نخواهم‌داشت،

که دنیا بدجور به من بدهکار است

من دلخوشی‌های زیادی از او طلب دارم،

من آرامش، من عشق، من کودکی‌ام را، نوجوانی‌ام را،

من جوانیِ مادرم را... از او طلب‌کارم

من از سرِ دنیا، دست برنخواهم‌داشت،

همیشه تلاش خواهم‌کرد و بی‌تفاوت به هیاهوی بی‌معنی او،

صبورانه ادامه‌ خواهم‌داد و میوه‌‌ی آرزوهایم را دانه دانه خواهم چید،

من تلاش خواهم‌‌کرد و جهان خودم را جوری که خودم دوست دارم خواهم‌ساخت،

و اهمیت نخواهم‌داد که دنیا مرا سر به زیر و منفعل که باشم، دوست‌تر دارد!

من از سر دنیا دست بر نخواهم‌داشت،

و دلخوشی‌های خودم را از حلقوم دنیا بیرون خواهم‌کشید..

نرگس صرافیان طوفان

*

++ به گمانم ذهنیتی که آدم‌ها از خود برای هم به یادگار می‌گذارند، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد. وگرنه همه آمده‌اند که یک روز بروند.(صمد بهرنگی)

*

++ به چیزی که خدا آن را از تو دور کرد باز نگرد...(معتقدم بهش)

*

 

سیلاک ۵

برای من، تو یعنی هردوی ما

ما آدما اهل گُم کردنیم،

از بچگی عادت کردیم خواه و ناخواه یسری چیزا رو گم کنیم؛

از مداد پاک کن بگیر تا آدمای خوب زندگیمون رو ...

اما گم کردن یه آدم هیچ وقت شبیه گم کردن یه مداد پاک کن یا یه وسیله نیست،

که بشه یه گوشه و کناری رو دنبالش بگردی؛

آدما تو یکی از روزا تو دل تاریخ گم میشن؛

تو روزایی که ما حواسمون بهشون نیست از دستشون میدیم،

تا وقتی که به خودمون میایم و میبینیم دیگه نداریمشون،

اونوقته که فکر می‌کنیم گمشون کردیم،

ما آدما عادت داریم از دست دادنامون رو به حساب گم کردنامون بذاریم ..‌.

امیر صلح میرزایی

++ چه فرقی داره باشم یا نباشم ، برای من، تو یعنی هردوی ما .. (روزبه بمانی)

*

++ کسی که عشق ورزیده، چه می‌تواند بکند؟ جز آن‌که محض استراحت، دیگر در زندگی‌اش کسی را دوست نداشته باشد؟ ( فرناندو پسوآ)

*

++ خواستم زنده بمانم ‏و فکر کردن به تو تنها سلاحم بود. (پابلو نرودا)

*

*

آهنگ پیشنهادی :  آهنگ بی نظیری از علیرضا پوراستاد { بسیار زیباست }

سیلاک ۷

مثل سایه ی ماه در دلِ آب

کِیف می‌کنی دنیا؟

که بعد از اینهمه ناملایمتی و رنج و اتفاق، هنوز می‌خندیم؟

تو سخت می‌گیری و ما آستانه‌ی طاقتمان را بالا می‌بریم،

تو محدود می‌کنی و ما رهاتر می‌شویم،

تو مسدود می‌کنی و ما راه‌های تازه پیدا می‌کنیم.

ما در تاریکی می‌مانیم،

ولی نور را از یاد نمی‌بریم،

ولی با سیاهی اُخت نمی‌شویم.

تو به خودت قول بده ما را از پا در بیاوری،

ما هم از رو نمی‌رویم و قول می‌دهیم قوی‌تر باشیم.

ما را شبیه به درخت آفریده‌اند،

که شاخه‌هامان را می‌بُری و قد می‌کشیم،

و هزار نهال از بریده‌هامان جوانه می‌زند..

نرگس صرافیان طوفان

++ مثل سایه ی ماه در دلِ آب.. همان قدر دور.. همان قدر نزدیک!

++ مثل این بود که درخت به برگ هایش بگوید من رفتم ..

آهنگ تراپی : آهنگ زیبایی از فریدون آسرایی ( بسیار دلنشین :)))

 

سیلاک ۵

عاشق شده ام بر تو ، تدبیر چه فرمایی ؟

قبل ترها، همدیگر را میدیدم

بعد تلفن آمد.

دستها همدیگر را گم کردند.

بغل ها هم همینطور..

همه چیز شد صدا.

هرم گرم نفس ها،دیگر شتک نمیزد به بیخ گردنمان.

اما صدا را هنوز میشنیدیم

حتی صدای نفس مزاحم هایی که فقط فوت میکردند...

بعدتر،اس ام اس آمد

صدا رفت.

همه چیز شد نوشتن

ما مینوشتیم

بوسه را مینوشتیم

بغل را مینوشتیم

گاهی هم،همدیگر را "نفس" خطاب میکردیم

یعنی حتی نفس را هم مینوشتیم...

مدتی بعد،صورتک ها آمدند

دیگر کمتر مینوشتیم

بجایش،یک صورت کج و معوج برای هم میفرستادیم که مثلا داشت میگفت:

"هاگ(hug)" یا یک بوسه فرستاده بود یا هر چیزی...

چندوقت پیش هم،یکی آدرس کانالش را برایم فرستاد

تا پیام را خواندم،آمدم چیزکی بنویسم برایش

زیر صفحه را گشتم،دیدم نمیشود

یعنی دیگر حتی نمیشد نوشت

همان موقع عضویتم را لغو کردم...

ما دست و نفس و بوسه و بغل را قبلا کشتیم

ولی کلمه...

من نمیخواهم کلمه را از دست بدهم

این آخرین چیز است..

نویسنده : ناشناس

++ عاشق شده ام بر تو ، تدبیر چه فرمایی ؟ از راه صلاح آیم ... یا از ره رسوایی ؟ (نظامی گنجوی)

++ تقدیر چنین بود که در مملکتِ عشق یک منطقه ی کوچکِ بحران زده باشم..(عباس احمدی)

سیلاک ۸

مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

حال ما خوب است ...

خوب ؛ شبیهِ تمامِ بغض هایی که هنگام واکسن زدن به بازوی نحیفِ بچگی هایمان قورت دادیم

و سری که چرخاندیم و مُشتی که محکم گرفتیم

و چشمی که بستیم که مثلا یعنی ؛ نمی ترسیم !

شبیهِ زخمِ عمیقِ زانویمان که زیر شلوار خاکی مان پنهان کردیم

و لنگ لنگان و با تمامِ درد ،

لبخند گشادی زدیم و دنبالِ گوشه ی خلوتی برای جیغ کشیدن ، گشتیم ...

ما خوبیم ،

همین که بد نیستیم ؛ خوبیم ...

همین که می خندیم ، راه می رویم و ادامه می دهیم ؛

یعنی خوبیم ،

خیلی خوب !

نرگس صرافیان طوفان

++ ‏چیزی که از چشمتون افتاد رو دوباره برندارین فوت کنین بذارین سر جاش ،چیزی که یه بار افتاده کثیف شده آلوده س مریضتون میکنه!!

++  در ازدحام دنیا اگر انسانی را یافتی که تو را می‌فهمد رهایش نکن چقدر آن‌ها که ما را نمی‌فهمند بی‌شمارند .. (غسان زغطان)

++ همیشه خودتون رو و حد و اندازه تون رو به آدمهایی که شعور فهمیدن این اختلاف رو ندارن یادآوری کنید ..


سیلاک ۶

یک جور بگوییم دوستت دارم که قشنگ‌ترین دوستت دارم دنیا باشد..

گاهی هم قشنگ حرف بزنیم 

کمی قشنگ‌تر..

بگوییم «می‌دانی؟

توی پوست خودش نمی‌گنجید!»

و از دوست‌مان بگوییم که خوشحال بوده است.

فقط خوشحال بوده ها، اما ما این‌جور می‌گوییم که حال خودمان هم خوش شود.

در وصف حالی که داشته‌ایم بگوییم طَرَبناک.

در وصف جایی که بوده‌ایم بگوییم فرح‌بخش.

بگوییم برگ‌ها به رقص درآمدند.

بگوییم آسمان بازی‌اش گرفته بود.

بگوییم باران داشت گونه‌هامان را نوازش می‌کرد.

بگوییم «گیسوهایش رنگ شب بودند» و موهای یار را گفته باشیم که تیره بوده فقط،

اما وقتی این‌جور صداشان می‌زنیم، ما را کشیده‌اند و برده‌اند به خیالِ عشق‌بازی با یار در یک شب تار.

بگوییم دلم برایت رفت.

بگوییم دردت به جانم.

بگوییم دوستت دارم.

یک جور بگوییم دوستت دارم که قشنگ‌ترین دوستت دارم دنیا باشد..


حسین وحدانی

++ احساس رقابت، احساس حقارت است. بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند. من از آنکه دو انگشت بر او باشد انگشت بر می‌دارم. رقیب، یک آزمایشگر حقیر بیشتر نیست. بگذار آنچه از دست رفتنی‌ست از دست برود. تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید. من این را بارها تکرار کردم هلیا! (نادر ابراهیمی )

++ مهم نیست اگر انسانی برای کسی که دوستش دارد غرورش را از دست بدهد ، اما فاجعه است اگر به خاطر حفظ غرور؛ کسی را که دوست دارد از دست بدهد...(شکسپیر)

سیلاک ۳

انداخت خیالت ز کجایم به کجاها

گاهی وقتا معنیه "هیچی"،

واقعا هیچی نیست.

تناقض یعنی جایی که یه کلمه،

معنیش برعکس خودش باشه...

مثل وقتایی که یه نفر رو صدا می زنی

و بعد از جوابش..

آروم می گی "هیچی"..

کی می دونه

توی این "هیچی"،

چقدر "دوستت دارم" جا مونده؟...

مهم نیست چقدر دور،

چقدر نزدیک..

مهم اینه که یه نفر توی زندگیت باشه،

که بتونی صداش کنی

و بهش بگی" هیچی"..

دقیقا "هیچی"....

پویا جمشیدی

++ کلماتی بفرست که به اندازه خمپاره تکانم بدهد که به موج تو دچارم بکند که شهید تو شوم. (سید علی میرافضلی)

++ گر سر برود فدای پایت دست از تو نمی کنم رها من ..(سعدی)

++ عنوان از بیدل دهلوی

 


 

سیلاک ۵

فصلِ مشترکِ عشق و عقل تنهاییست ..

پاییز که می شود ؛

حواستان به آدم های زندگی‌تان باشد

کمی بهانه گیر می شوند ،

حساس می شوند ،

"توجه" می خواهند !

دستِ خودشان که نیست ...

این خاصیت پاییز است ،

آدم ها را از همیشه عاشق تر می کند ...

مگر می شود پاییز باشد و دلت هوای قربان صدقه های از ته دلِ کسی را نکند ؟!

مگر می شود پاییز باشد و دلت هوس نکند عاشق باشی ؟!

که عاشقت باشند ؟!

باد باشد، باران باشد ... و یک خیابان پر از برگ های خشک و نارنجی ...

تو باشی و تو ،

تو باشی و او ...

فرقی ندارد !!!

قدم زدن در بساط دلبرانه ی پاییز ، همه جوره می چسبد ...

نرگس صرافیان طوفان

++ گر چه افسانه بُوَد باعث شیرینی خواب خواب ما سوخت ز شیرینی افسانه عشق! (صائب)

++ مجروح را جراحت و بیمار را مرض عشاق را  مفارقت یار می‌کُشد...(وحشی بافقی)

++ شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد ؛ که فصلِ مشترکِ عشق و عقل, تنهاییست ..(فاضل نظری)

سیلاک ۳

ما بی تو ز جان خویش بیزار

این روزهای پایانی شهریور دلهره‌ی عجیبی دارد

دلهره ای از جنس حال و هوای ناب کودکی،

با عطر دلبرانه‌ی کتاب های نو و طعم گسِ خرمالو ...

ما دیگر آن کودک بی غم و خندان سالهای دور نیستیم،

و شرایط ابدا مثل سابق نیست، اما این دلهره، یادگار خوب همان روزهاست،

روزهای خوبی که نگرانی‌مان، بخاطر معلم تازه‌ای بود که نمی‌شناختیم،

و تمام ترسمان، برای درس‌هایی که قرار بود سخت‌تر از سال‌های قبل باشند...

چه حال و هوای بی‌نظیری بود.

هنوز هم که هنوز است؛

پاییز، دلنشین‌تر از تمام فصل‌هاست،

قدم زدن در خیابان‌های نارنجی و خش خشِ جانانه‌ی برگ‌ها، تسکین خوبی‌ست...

اما کاش برای یک روز هم که شده به روزهای خوبِ کودکی بر می‌گشتیم،

مثلا اوایل مهر باشد و حیاطی شلوغ و بچه هایی شاد و خندان و بدون هراس از بیماری، که با اشتیاقی بی‌وصف؛

لباس و کفش‌های جدیدشان را به هم نشان می‌دهند،

مثلا پاییز باشد و کودکی که بی غم و آسوده، کوله پشتی‌اش را روی دوشش گرفته و سرخوش و لی لی کنان، به سمتِ خانه می‌دود،

و چه موسیقیِ دلنوازی ست، خش خشِ برگهای پاییزی؛

وقتی دلت کودکانه می‌تپد،

وقتی نگرانِ هیچ چیز نیستی ...

نرگس صرافیان طوفان 

++ یک بغل شعر سرودم نَبَرد از یادم ،لیکن از بخت بدم شعر و غزل دوست نداشت ...!

++ نترسید! رفتنی‌ها را بگذارید بروند... باور کنید همیشه اصرار زیاد براى ماندن کارمان را خراب مى کند مى خواهند بروند راه و جاده را نشانشان دهید که داشتنشان بدتر از نداشتن است آدمهاى اجبارى مثل جنس خرابند فقط گند مى زنند به زندگیمان...(امیر وجود)

++ هرکس به هوای جان گرفتار ؛ ما بی تو ز جان خویش بیزار ( قاآنی)


سیلاک ۴

نیست در جاذبه ی شوق، مرا کوتاهی

" شهریور " امّا ماجرایش

با همه ی ماه های سال

فرق می کند!

اینجا باید خودمان را از آدمهایی که

در دلمان نگه داشتیم

و اثری از حضورشان نیست

خالی کنیم

باید کنار گذاشت این عشق های نصفه و نیمه را

پاییز که بیاید جای خالیشان جور دیگری درد می کند

باران که بزند

هزار چتر هم که روی سرت بگیری از رگبار خاطراتشان در امان نمی مانی

باید خالی کرد خود را از این باروت های لعنتی!

این پاییز خودت را یک حال خوب مهمان کن

فارغ از تمام آدمهایی که آمدند

و ماندن در کارشان نبود

فارغ از تمام خاطراتشان

آنسوی مرز شهریور

مهر با آغوش باز انتظارت را می کشد

این پاییزت را جهنم نکن

حسین نهی

++ همه‌ی ما همه‌مون، قوی‌ترین‌ها، ضعیف ترین‌ها، باهوش‌ترین‌ها، دیوونه‌ترین‌ها، محکم ترین‌ها، همه‌مون گاهی اوقات نیازمند به یک ناجی هستیم، که به موقع برسه، که نجاتمون بده..  (پویان اوحدی )

++ نمی‌‌شود به عقب برگشت و گذشته را از نو ساخت، فقط می‌شود با آن کنار آمد. ( ریچارد براتیگان)

++  ‏دنیا مالِ کسی است، ‏که یکی دوستش دارد …

سیلاک ۴

مرا زنده‌ کن‌ به ‌تابیدنی ‌که‌ تنها زِ ‌رویت‌ برآید

آدمها مشغول زیاد کردن فالورهایشان بودند

که ما دلمان به هم خوش شد

عشق چه می‌دانستند چیست

آدمهایی که دنبال شاخ می‌گشتند ؟!!

آدمهایی که هرچه لبهایشان بزرگتر میشد

دوستت دارم گفتن های شان کمتر و کمتر

میدانی گاهی فکر می‌کنم

شاید خدا ما را برای قرن ها پیش آفریده بود

و یادش رفته ما را پرت کند روی زمین

تا زندگی کنیم

کسی چه می‌داند

شاید هم سالها پیش

یکبار عاشق هم شده باشیم

وخانه‌ی مان هنوز

ته یکی از همین کوچه های بن بست قدیمی شهر

دارد خاک میخورد

هرچه هستیم

شک ندارم برای حالا نیستیم

مسلم علادی

++ باور کن..! تو را پنهان خواهم کرد در آنچه که نوشته‌ام در نقاشی‌ها و آوازها و آنچه که می‌گویم تو خواهی ماند و کسی نخواهد دید و نخواهد فهمید زیستن‌ات را در چشمانم..! (ازدمیر آصف)

++ وقتی کوچک بودم، فکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم می‌داشت... بزرگ که شدم دیدم بعضی آدم‌ها چقدر کوچکند و بیشتر ترسیدم...( آلفرد هیچکاک)

++ چشم و دل دانی چه خواهند این حوالی «بودنت را ، دیدنت را ، قانعم حتی کمی » (سیدعلی صالحی)


سیلاک ۶

بی رنگ رخت زمانه زندان من‌ست ..

برایِ تعهد داشتن حتماً نباید اسمش را قسمت توضیحاتِ صفحه اینستاگرامت بزنی ..

حتماً که نباید فقط از قسمت هایِ خوبِ زندگیت عکس و فیلم بگیری و به اشتراک بگذاری ...

تا همه بفهمند چقدر خوشبخت هستی !

یعنی کسانی که از لحظه هایِ خوبشان

عکس و فیلم می گیرند و به اشتراک میگذارند ، غصه ندارند ؟

همیشه خوشبختند ؟

بعید بدانم ...

کاش کمی خارج از دنیایِ مجازی باشیم ،

کمی به زندگی واقعی مان برسیم ،

کنارِ کسانی که از ته دل عاشقشان هستیم ..

کاش تعهد داشتنمان را در زندگی واقعی به کسی که دوستش داریم ثابت کنیم ...

نه اینکه تمامش نمایشی باشد برای سرگرمی افرادی که شمارو دنبال می کنند ...

تازه چشم هم می خورید !

با خودشان می گویند : چقدر این دو زوج خوشبختند . هی حسرت شما را میخورند ...

کمی واقعی باشیم ...

کمی تعهد داشته باشیم ...

در زندگی واقعی ، نه مجازی ...


مبینا ژرژی

++ آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد؟عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ...(شفایی اصفهانی)

++ کافر و کفر و مسلمان و نماز و من و عشق ، هر کسی را که تو بینی به سر خود دینیست...( سعدى)

++ عنوان حضرت مولانا 

 

 


سیلاک ۶

تو بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی

بنگر چگونه موج می زند دیوانگی ام!!......

خیالت را تن کرده ام!

در برهوتی از بی تو بودن ها

پنجره را باز می کنم تو را می بینم!!! 

کوچه بی قرار از وداع تو!

در و دیوار خانه نگاهت را قاب گرفته اند 

به کجا روم که عطرت نلرزاند جانم را!؟

عطر تنت را به آغوش می کشم

حست میکنم...آن زمان است که باران می زند....!

ماه می گرید!

آسمان چادر سیاهش را پهن می کند

پُر میشود از خیالِ بی تابِ شب...

تو اینجایی کنارِ آغوشم رخنه در وجودم تو از رگ هایم

آشکارتری !!!

نسیم محمدی

++ تو بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی بدون بوس و کنار بدون آغوش...شاید حتی وجود نداشته باشی!با اینهمه اما هنوز دوستت دارم...(کامران رسول زاده)

++ به خدا دوست داشتنِ تو دست من نیست... خُب خودت بگرد ببین مهرت را کجای دلم انداخته ای... !(رسول ادهمی)

++ به شکل‌های غریبی دلتنگم‌‌‌؛ گاهی شبیه گندمزاری که خواب داس‌ها را می‌بیند گاهی چنان کوچه‌ای که انتهایش به دریا نمی‌رسد و گاهی همانند کلماتی که شعر نمی‌شوند. (سیامک تقی‌زاده)

++ قهوه بنوشید موسیقی گوش دهید؛ و دقایقی به هیچ چیز فکر نکنید شاید زندگی همین باشد.. (هر چی سعی می کنم نمی تونم بهش فکر نکم)

 

سیلاک ۲

تو عجب تنگهٔ عابرکشی ای معبر عشق

تو را نمی‌توان نوشت

چرا که مثل رودخانه‌ای طولانی 

در جریانی 

و هم‌زمان که آفتاب

بر پاهایت طلوع می‌کند 

در سرت غروب کرده است

تو‌ را نمی‌توان نوشت

تو زیبایی 

و این هیچ ربطی به زیبایی‌ات ندارد

حرف نمی‌زنی 

چرا که می‌دانی

یک پرنده وقتی حرف می‌زند 

انسان است

وقتی سکوت می‌کند، آسمان

گروس عبدالملکیان

++ پَر و پا قُرص ایستاده ام سَر دوست داشتنت کوتاه هم نمی آیم کوتاه آمدن بهانه ی آدم بزرگ هاست، دلِ من در بازی عشقِ تو هنوز کودک است کودکی لجباز که تا مال خودِ خودش نشوی دست بردار نیست ! (سوسن درفش)

++ تو که می‌خندی.... انگار تمام باغ‌های سیب جهان... مقابل دوربین ایستاده‌اند... و چشم‌های من انگار... خوشبخت‌ترین دوربین عکاسیِ عالم‎اند... (نسیم لطفی)

++ عنوان از هوشنگ ابتهاج 

سیلاک ۳

به چشمهایت بگو کمی مرا به حال خودم بگذارند

تو همان نامه ی عاشقانه ای ...

که نمی رسی

همان بوسه ای که

اتفاق نمی افتی...

همان روز خوبی که نمی آیی

و من به اندازه ی...

همه ی نامه های عاشقانه

همه ی بوسه ها...

و همه ی روز های خوب

تو را دوست دارم...

سوسن درفش

++ تو را ساده دوست دارم آسان و بی هیاهو تو را اندازه ی انگشتانی که هنوزکودکانه وقتِ شمردن کم می آورم دوست دارم. (نوشین جمشیدی)

++ نشسته ام کارهای انجام نداده ام را لیست کنم. اسمت بی هوا روی کاغذم نوشته می شود.. می شود شعر...به چشمهایت بگو کمی مرا به حال خودم بگذارند...از تو تا خودم هزاران کار نیمه کاره باقی مانده....(امیر اخوان) 


سیلاک ۷

امروزآخرین روزی ست که دوستت دارم

چقدر خوب است...

کسی بی دلیل تو را دوست داشته باشد

و هنگامی که از او می پرسی...

چرا من را دوست داری ؟!

در جواب بگوید

به خدا نمی دانم چرا اما

این را میدانم که وقتی نباشی

اصلا خوب نیستم!!

چقدر خوب است

آدم یکی را داشته باشد

هر وقت به او فکر می کند

تمام درد هایش را فراموش کند!

و چقدر خوب است...

این دوست داشتن های بی دلیل

آدم را آرام و سبک میکند!

محسن دعاوی

++ دلتنگی من تمام نمی‌ شود !همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگ‌ تر می‌شوم برای تو ... (عباس معروفی)

++ نمی دانم چه شد سر از دلت در آوردم خواب بود یا رویا... فروردین بود یا اردیبهشت یا اینکه خرداد.. نمی دانم کدام " ماه " بود که مرا به فصل آغوش تو رساند..(حمیدرضا عبداللهی)

++ امروزآخرین روزی ست که دوستت دارم مثل دیروز پریروز....و تمام روزهایی که... برای آخرین بار دوستت داشتم ... (رضا محمد زاده)

 

سیلاک ۵

امان از دوست داشتن هایی که مال تو نیست!!

امان از دست دوست داشتن های یواشکی!!

خودت را با هر چیزی مشغول میکنی یادت برود

و در آخر متوجه میشوی

این دوست داشتن است که تورا مشغول کرده ...

امان از دوست داشتن هایی که مال تو نیست!!

وقتی پشت هر پیام دلت ضعف می رود برایش

و مجبوری بجای "دوستت دارم"

بگویی حالت چطور است؟!

سامان شیرزادی

++ از عطرِ بهار نارنج‌های حیاط‌مان،نویدی از عشق می رسد!به گمانم خوشبختی،اینبار پشت در خانه ماست...(مسلم‌ خزایی)

++ مــــن اینجــا لابه لای تمـام بـودن ها و داشتـن ها تــــو را فقــط انـــدکی کــم دارم...(سونا محمدی)

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

++از این عکس من موهاشو دارم فقط .. همین رنگی همین شکلی به این سوی چراغ انتخاب عکس کاملا تصادفی بود .. خواستم در جریان باشین :((

سیلاک ۵
آرشیو مطالب
تیر ۱۴۰۰ ( ۲ )
خرداد ۱۴۰۰ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۲ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۴ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۱ )
دی ۱۳۹۹ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۲ )
دی ۱۳۹۸ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۲ )
دی ۱۳۹۷ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۳ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۷ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۵ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۶ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۵ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۹ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۹ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۷ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۳ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )